۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

آسودن حرام است زيرا ....


گفتگوی منتشر نشده علّامه فضل الله

اكنون وقتی به آینده می‌نگرم، فوق العاده دچار نگرانی و تلخكامی هستم؛ زیرا فضای برخی از كسانی كه خود را متولی مسیر اهل بیت می‌دانند، با جریان معتدل و میانه‌ای كه خود اهل بیت از ما خواسته‌اند، سازگار نیست. اما در همین حال در بعضی از چهره‌های جوان و فهیم و آگاه امیدی می‌بینم كه به میدان وارد شوند و آنچه ما در خلال دوره حركت و بیداری با چهره‌هایی چون شهید سید محمد باقر صدر و شهید مطهری آغاز كردیم كامل كنند.

روز شنبه كتابی به ضمیمه روزنامه «السفیر» در بیروت توزیع شد كه بخشی از گفت‌وگوی منتشر نشده علّامه سید محمد حسین فضل الله را در بر دارد.

به گزارش «تابناك»، این گفت‌وگو از آن جهت مهم است كه موضوع درگذشت ایشان را در زمان حیات آن مرحوم به بحث گذاشته و پیرامون محورهای مهمی همچون پیام ایشان به مرجعیت، نظام جمهوری اسلامی و روحانیت سخن به میان آورده است.

بنابر این گزارش، به نظر می‌رسد یازده سال پیش در تابستان سال 1378 وقتی آیت الله فضل الله دچار سكته شده و بیماری‌های پیاپی ایشان آغاز شده بود، نزدیكان و مسئولان دفتر ایشان تصمیم گرفته‌اند گفت‌وگویی متفاوت با آن مرحوم ترتیب دهند و پرسش‌هایی خاص را برای شنیدن پاسخ‌هایی خاص مطرح كنند.

اینك پس از چند ماه از رحلت وی، بخشی از این گفت‌وگو كه ده سال پیش توسط دو تن از شاگردان ایشان صورت گرفته در 64 صفحه با نام «ایها الأحبتی» منتشر شده و آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از این گفت‌وگوی بسیار صریح و خواندنی است كه مخصوصا برای اولین بار بسیاری از مسائل را درباره مواضع گوناگون علمای مخالف علامه فضل الله بیان كرده و بی تعارف از زبان ایشان پاسخ گرفته است:

 می‌گویید آسودن حرام است؛ مبنای فقهی و شرعی‌تان برای این مسأله چیست؟
مبنای فقهی همان قاعده مسئولیت است. من وقتی احساس می‌كنم كه می‌توانم بیشتر به اسلام خدمت كنم و اسلام به توان و قابلیت‌های من نیاز دارد و مردم نیاز دارند كه من تجربه‌ام را در زندگی‌شان به جریان بیندازم، درك می‌كنم كه مسئولیت من نمی‌گذارد كه در حالت بی‌اعتنایی و خوشگذرانی به استراحث بپردازم.

 مهمترین شخصیتی كه بر شما تأثیر تحول آفرین گذاشته كیست؟
می‌توانم با اطمینان بگویم كه در این سطح رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بیشترین اثر را در زندگی من داشته است و بعد هم امام علی ـ علیه السلام ـ كه احساس می‌كنم وقتی از او سخن می‌گویم، در عشق و ارادت و تعظیم او ذوب می‌شوم و همچنین طبیعی است كه انسان [در گستره زندگی و مسیر الهی آن] به حسین ـ علیه السلام ـ برسد.

 دوست دارید در لحظه مرگ چه كسانی بر بالین شما باشند؟
به طور طبیعی انسان دوست دارد لحظه وداع را با نزدیكترین افراد از خانواده، همسر و فرزندانش بگذراند و آنها را به ارزش‌هایی كه ایمان داشته و مسیری كه در آن حركت كرده سفارش كند و طبیعی است كه فرد به خاطر حالت انسانیش دچار حرارت جدایی از نزدیكان باشد؛ چنان كه از امام حسن ـ علیه السلام ـ نقل شده كه از حرارت مؤمن به خاطر دو مسأله سخن می‌گفت: یكی هراس از ورود به قیامت و یكی جدایی از عزیزان.

• مهمترین چیزی كه می‌خواهید به پیشگاه خدای مهربان تقدیم كنید چیست؟
من از اعمالم چیزی ندارم كه صد درصد به خالص بودنش مطمئن باشم و به این دلیل تا آن روز در خوف و رجا خواهم بود، لیكن آنچه دوست دارم تقدیم كنم یا آنچه دوست دارم زندگی‌ام ادامه یابد تا همچنان بدان بپردازم تبلیغ پیام الهی است.

در بسیاری اوقات وقتی به مرگ فكر می‌كنم دچار سوز و گداز می‌شوم چرا كه برنامه‌های آرمانی كه آغاز كرده‌ام كامل نشده و دغدغه فعلی من كامل كردن اضافات تفسیر قرآن است تا تفسیر جامعی بشود و بتواند تصویری درخشان از قرآن به مردم ارائه دهد.

• فكر می‌كنید جای خالی شما بعد از نبودنتان چه اندازه باشد؟

گمان می‌كنم [تجربه‌ای پویا كه تاكنون] در طول پنجاه سال در میدان جدال و ستیز حاصل شده فقدانش قدری زیان باشد از جهت تجربه‌ای سرشار كه برای هركسی حاصل نمی‌شود؛ زیرا طبیعت شرایطی كه بر من گذشته، ممكن است كسی نتواند از سر بگذراند. وقتی ما هر انسان مؤثری را در زندگی از دست می‌دهیم بسیاری از عناصر شخصیتی او در مفهوم تجربه شخصی او در احساسات و درك او را از دست می‌دهیم، بیشتر از اندیشه و فكرش كه ممكن است در یك كتاب یا یك اثر هنری و ادبی باقی بماند.

• بعد از درگذشت شما جامعه [مخاطبان شما]چه خواهد كرد با توجه به اینكه در حال حاضر چهره‌ای [كه به این فضا نزدیك باشد] دیده نمی‌شود؟
طبیعی است كه واقعیت [زندگی] در هر مرحله‌ای از تجربه آن مرحله استفاده می‌كند و می‌گذرد. زیرا زندگی در حال پیشرفت است [و در مورد افراد و شخصیت‌ها] ممكن است چهره‌های تازه‌ای مطرح شوند كه هم‌اكنون چندان برای عموم واضح [و شناخته شده] نیستند.

 وقتی ان شاء الله با جده تان حضرت زهرا سلام الله علیها روبرو شوید چه خواهید گفت؟
فكر می‌كنم خواهم گفت كه تمام زندگی ام را با پاكی و بیداری و مظلومیت شما گذراندم. با كسی كه توانست زن را به جایگاه عصمت برساند و مسئولیت پذیری شجاعانه و استوار زن [را به نمایش بگذارد].
با شما زندگی كردم و در باره شما حرف زدم اما نه مثل دیگران چه كسانی كه غلوّ می‌كنند و چه كسانی كه از شما دوری گزیده‌اند.
با شما زندگی كردم تا سرور زنان جهان را برای مردم به صورتی ترسیم كنم كه جهان بشریت در هر زمان و مكان او را تجلیل كند و محترم بدارد و سر تعظیم در برابرش فرود آورد.

 آیا گله و شكایتی به درگاه ایشان نخواهید داشت؟
من معتقدم كه اگر آنجا با لطف و رحمت خدا به سر ببریم، دیگر چیزی به نام اندوه و گلایه نخواهیم داشت؛ چرا كه آنجا عالمی دیگر است كه باعث می‌شود آنچه اینجا كشیده ایم فراموش كنیم.

 آیا پس از مرگ كسانی را كه در حق شما ستم كرده‌اند، می‌بخشید یا نه؟
من در مورد حق شخصی خودم همین حالا هم آنها را بخشیده‌ام؛ اما در مورد حق عام، آن در دست خداست؛ زیرا این افراد در همه گفتارها و كردارهایشان به امت اسلامی بد كرده‌اند.

 سفارش شما به نسل آرمانی و متعهد چیست؟
اكنون وقتی به آینده می‌نگرم، فوق العاده دچار نگرانی و تلخكامی هستم؛ زیرا فضای برخی از كسانی كه خود را متولی مسیر اهل بیت می‌دانند، با جریان معتدل و میانه‌ای كه خود اهل بیت از ما خواسته‌اند، سازگار نیست. اما در همین حال در بعضی از چهره‌های جوان و فهیم و آگاه امیدی می‌بینم كه به میدان وارد شوند و آنچه ما در خلال دوره حركت و بیداری با چهره‌هایی چون شهید سید محمد باقر صدر و شهید مطهری آغاز كردیم كامل كنند.

 اگر می‌شد در مراسم ترحیم برای خودتان سخنرانی كنید، چه می‌گفتید؟
ممكن بود بگویم این شخص از زمانی كه چشم به زندگی گشود و از آغاز نوجوانی و جوانی به تبلیغ پیام دین پرداخت و در این مسیر سختی كشید و رنج دید و تلاش كرد كه صادق و مخلص باشد چه بسا نفس اماره راه را بر او گرفته باشد اما او به‌اندازه توان خودش در این راه كوشید و مثل همه اشخاص آرمانگرا و متعهد با ناملایمت‌ها و مشكلات بسیار ی روبرو شد.

تجربه او را مطالعه كنید چون تجربه‌اش در مسیر تعهد و آرمانش عمیق و گسترده بود و عمری كه شاید نقاط منفی و مثبت داشته باشد اما چیزی جز تعهد و آرمان در آن نبود.

لذا حرف من با آرمانگرایان متعهد این است:
بكوشید تا مرا درك كنید، شاید بعضی در زمان حیاتم به خاطر جوسازی‌ها و حرف و حدیث‌ها نتوانستند مرا درك كنند، اما وقتی انسان از صحنه كنار می‌رود و دیگران از جانب حضور او احساس امنیت می‌كنند ممكن است بتوانند او را بیشتر درك كنند و از تجربه‌اش بیشتر بهره ببرند

هیچ نظری موجود نیست: