۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

نگاهی متفاوت به مفهوم ناقص العقل بودن زنان



ما نبايد خود را جلوتر از امام عليه السّلام قرار دهيم و کاسه داغ تر از آش براي اسلام باشيم اسلام و مباني آن صاحب دارد و صاحب آن حضرت بقيّه الله ارواحنا فداه مي باشد و بايد خود را تحت اوامر و اطاعت آن حضرت قرار دهيم و از خود چيزي اضافه نکنيم دين را مانند مجسمه به دلخواه خود نتراشيم.
به گزارش شیعه آنلاین، از آیت الله حسینی طهرانی پرسیده شد: منظور اميرالمومنين عليه السلام از عبارت نواقص العقول درباره زنان چه مي باشد؟

ایشان در پاسخ چنین فرمودند: هو العالم - اميرالمؤمنين عليه السّلام در چند موضع از نهج البلاغه به اين نکته اشاره دارند و از آنجا که اين مطلب با فضاي حاکم بر جامعه امروزي در مسئله تساوي منافات دارد بسياري از افراد در مقام ردّ اين قضيّه و انکار آن از ناحيه حضرت برآمده اند و برخي همچون مرحوم مطهّري با عدم اطّلاع از مفهوم اين مطلب خود را از دغدغه پاسخگوئي راحت نموده اند. و بعضي از موجودين نه تنها اين مطلب را انکار نموده بلکه مقام و موقعيّت زن را بالاتر و عقل او را بيشتر و ايمان او را قويتر بر شمرده اند (زن در آينه جمال و جلال) و نقصان عقل را به نقصان حافظه تغيير داده اند.

غافل از اينکه اگر مقصود حضرت نقصان حافظه بود ميتوانست تعبير ديگري بياورد نه اينکه بگويد: عقلشان ناقص و ضعيف است. در قضيّه جمل اميرالمؤمنين عليه السّلام تصريح دارد که: «و امّا عايشه فقد ادرکها ضعف رأي النّساء» عايشه را سستي و کاستي بينش و رأي زنان به دام انداخت.

اين مطلب را بنده در ضمن شرح حديث عنوان بصري توضيح دادم. وخلاصه آن اينست: مسئله نقصان و ضعف عقل و تدبير و يا قوّت و صلابت آن به وجود صفات و ملکات و شاکله هاي نفساني هر فرد بر مي گردد و از آنجا که زنان را خداوند موجودي داراي عاطفه بيشتر و احساس لطيف تر از مرد براي اداره امور منزل و تربيت اولاد خلق فرموده است، طبعاً اين مسئله در تصميم گيري آنها نسبت به قضايا و حوادث خارجي مؤثر خواهد بود و زودتر از ديگران تحت احساسات و عواطف واقع مي شوند. که منظور از عقل در اينجا عقل عملي است. و امّا از جهت عقل نظري و عِلمي چه بسا بسياري از آنان از مردها قويتر و جلوتر باشند.

نکته: ما نبايد خود را جلوتر از امام عليه السّلام قرار دهيم و کاسه داغ تر از آش براي اسلام باشيم اسلام و مباني آن صاحب دارد و صاحب آن حضرت بقيّه الله ارواحنا فداه مي باشد و بايد خود را تحت اوامر و اطاعت آن حضرت قرار دهيم و از خود چيزي اضافه نکنيم دين را مانند مجسمه به دلخواه خود نتراشيم.

و اگر در مسئله اي از عهده پاسخ بر نمي آئيم سکوت کنيم و توجّه نکنيم و خلاف مقصود و مراد امام عليه السّلام مردم را به گمراهي و اشتباه نيندازيم. که فردا بايد پاسخگو باشيم. مردم خوششان مي آيد يا بدشان مي آيد به ما ارتباطي ندارد. ما بايد وظيفه خود را انجام دهيم. نه بدست آوردن دل مردم را و در نتيجه موجّه جلوه دادن بني نوع و بني صنف خود را. و بدانيم که فعل و کردار ما وقتي مورد رضايت پروردگار است که فقط و فقط رضاي او را مدّ نظر داشته باشيم نه مصالح و منافع دنيوي و شخصي و صنفي خود را.

هیچ نظری موجود نیست: