حالا بعضی از سایتها و نشریات مصاحبههای قدیمی او را مجددا و به اسم گفتوگوی تازه چاپ كردهاند كه همین او را گلهمند كرده؛ «این گفتوگوها مال قبل بوده، من آخرین بار چهار سال قبل مصاحبه كردم. قبل از آن هم سه سال پیشاش حرف زدم. دیگر مصاحبه و گفتوگویی نداشتم اما حالا همان مصاحبهها را دارند كار میكنند. آن حرفهای من تاریخ مصرفشان گذشته. چه سودی دارد؟ این كار غلط است. اینكه جایی مثل ایسنا دوباره مصاحبه قدیمیام را كه خودشان گرفتهاند، چاپ میكنند، درست نیست. خب بگویند این مصاحبه مربوط به چهارسال قبل است كه ما آن را دوباره تكرار كردهایم.»
فریبرز عرب نیا كه این روزها و پس از پخش سریال «مختارنامه» به یكی از محبوب ترین بازیگران سینما و تلویزیون بدل شده است، از جعل برخی مصاحبه های قدیمی او و اعلام آن به عنوان مصاحبه جدید دلخور است. او اما به تازگی و در مراسم جشن برای معلولان حاضر شد.
به نوشته همشهری جوان؛ «باشه مییام.» عربنیا وقتی فهمید جشن برای معلولان است بلافاصله و بدون چون وچرا قبول كرد. حتی زمان سفرش را جابهجا كرد تا شنبه شب مهمان بچههای معلول و خانوادههایشان در تالار نگین تامین اجتماعی باشد. از خانه عربنیا در یكی از مناطق شمالی تهران تا تالار نگین در خیابان جیحون ، نزدیك میدان آزادی، در اوج ترافیك فرصت مناسبی برای حرفهای غیررسمی با مختار این شبهای تلویزیون بود.
بخش هایی از این گزارش به اضافه عكس های این جشن در ادامه می آید.
عربنیا با سر تراشیده اصلا شباهتی به مختار پرمو، با ریش و عبا و عمامه ندارد اما طنین صدا و برق نگاهش همان است. چندان اهل حرف نیست ولی كافی است تا مجله را ورق بزند؛ «میشناسم. خوندم. اون شمارهای رو هم كه اومده بودین طرود و نقشهاش رو كشیده بودین، یادمه.» منظورش شماره اردیبشهت پارسال است. حرف از ریتم تند سریال و راشهای حذف شده تا بازی گرفتن میرباقری و حسرت تخریب دكورهای مختارنامه ادامه پیدا میكند در حالی كه زیرصدای ما، صدای موسیقی از ضبط ماشین شنیده میشود.
مختار اومد
«مختاره؟»، «مختار اومد.»، «ا.. مختارهها.» كافی است ماشین جلوی تالار نگین بایستد تا مردم عربنیا را با این جور عبارات به هم نشان بدهند. در اتاق انتظار، علیرضا جاویدفر از عربنیا استقبال میكند؛ «شما برین ردیف جلو بشینین، 20 دقیقه كار طنز داریم بعد شما مییاین رو سن.» با صدای جیغ و هورا، خاله سارا(سارا روستاپور) وارد اتاق میشود و با عربنیا احوالپرسی میكند. مسوولان جشن، عربنیا را به سمت سالن میبرند. تا در سالن باز میشود صدای سوت و كف و جیغ سالن را پر میكند.
سالن حدود هزار تا صندلی دارد و غرق نور است. در راهروهای بین صندلیها چند نفر روی ویلچر نشستهاند و بچههایی كه سندرم داون دارند هم بین صندلیها میچرخند. فضا چندان رسمی نیست؛ بیشتر شبیه یك گعده و پیك نیك دستهجمعی است.
جاویدنیا مجری برنامه است و یك خانم هم بالای سن نقش رابط ناشنوایان را دارد.
بخش دیگر این گزارش به شرح تقلید صدای برنامه نود، فردوسیپور، پروین، غلامحسین پیروانی و علی دایی اختصاص دارد كه در متن كامل آمده است.
حالم خوبه
«خیلی خوشحالم و حالم خیلی خوب است كه اینجام.» با این جمله عربنیا كه آدم را یاد مختار میاندازد سالن منفجر میشود؛ «بالاترین سرمستی برای من وقتی است كه یك همنوع را میبینم كه از دیدن من خوشحال است. هروقت خسته میشوم یادشان میافتم وخستگیام درمیرود.» سخنرانی عربنیا كوتاه است اما سالن یكپارچه سوت وكف میشود...
عكس ، امضا وتلفن
«صحنههای حضرت عباس(ع) رو حذف كردن.» این تماس تلفنی، عربنیا را به هم میریزد اما دلیل نمیشود بچههای معلول را تحویل نگیرد. بازار عكس و امضای «درپناه حق» عربنیا داغ است. او حتی با یك معلول كه در خانه مانده و نتواسته به جشن بیاید، تلفنی صحبت میكند. بوی شام فضا را پر كرده اما عربنیا سوار برماشین به سمت خانهاش برمیگردد. هوای سرد، صورت را مورمور میكند و گوشه چشمها نمناك شده.
عرب نیا: نگران بی اخلاقی در جامعه ام
تالار نگین سه شب میزبان جشن روز جهانی معلولان بود كه روز اصلی آن پنجشنبه هفته قبل بود؛ در هر شب این جشن، یكی از چهرههای سینما و تلویزیون هم حضور داشت ...
گفتگو با عرب نیا:
او بحث را با موضوع عجیبی شروع كرد: «نگران اخلاقم. نگران بیاخلاقی در جامعه كه یك بخشاش مربوط به رسانه است.» دلیل این حرف عربنیا به اتفاقاتی است كه این چندماه افتاده، سریال مختارنامه پخش و دیده شده و او هم كه نقش اول كار را دارد و بعد از مدتها دوباره به صحنه برگشته، مورد توجه قرار گرفته. حالا بعضی از سایتها و نشریات مصاحبههای قدیمی او را مجددا و به اسم گفتوگوی تازه چاپ كردهاند كه همین او را گلهمند كرده؛ «این گفتوگوها مال قبل بوده، من آخرین بار چهار سال قبل مصاحبه كردم. قبل از آن هم سه سال پیشاش حرف زدم. دیگر مصاحبه و گفتوگویی نداشتم اما حالا همان مصاحبهها را دارند كار میكنند. آن حرفهای من تاریخ مصرفشان گذشته. چه سودی دارد؟ این كار غلط است. اینكه جایی مثل ایسنا دوباره مصاحبه قدیمیام را كه خودشان گرفتهاند، چاپ میكنند، درست نیست. خب بگویند این مصاحبه مربوط به چهارسال قبل است كه ما آن را دوباره تكرار كردهایم.»
عربنیا این دست كارها را نشانه به هم ریختگی فرهنگی و زیرپاگذاشتن قواعد میداند؛ «شاید به صورت مقطعی اینجور كارها نتیجه بدهد. شاید در طول یك بازی نتیجه برد گیرمان بیاید اما عرض و عمقی ندارد.» اما خب مطبوعات هم حق دارند تا اطلاعات و موضوعات جذاب برای مخاطب را منتشر كنند؛« اما این ولع مجوز برای چاپ كردن دروغ نیست.همین برنامه «هفت» را ببینید، همه داشتند برای حرفهایشان توجیه میتراشیدند، توجیهات كه مهم نیست، مهم اخلاق حرفهای است. یكی از اصول دموكراسی این است كه مطبوعات موظفاند چرخه سالم اطلاعات ایجاد كنند اما ما منابع اطلاعاتمان و طریقه دستیابیمان به آنها غیر دموكراتیك و نابسامان است. با این اوضاع نباید توقع داشته باشیم كه بتوانیم جلوی تهاجم فرهنگی را بگیریم وقتی خودمان اخلاق را در همه عرصهها زیرپا گذاشتهایم.» ولی خب، مردم هم حق دارند كه مصاحبه و گفتوگو با عربنیا را بخوانند.
اصلا چرا خود او اهل مصاحبه نیست: «اما چه كسی بازیگر را مجبور به گفت و گو میكند من مختارم كه حرف بزنم یا نزنم. راستش ما همیشه از قدرتمان برای رسیدن به اهدافمان سوء استفاده میكنیم. با این رفتارهای سطحی نمیشود موفق بود و بهتر است كه من هم فعلا سكوت كنم.»
به نوشته همشهری جوان؛ «باشه مییام.» عربنیا وقتی فهمید جشن برای معلولان است بلافاصله و بدون چون وچرا قبول كرد. حتی زمان سفرش را جابهجا كرد تا شنبه شب مهمان بچههای معلول و خانوادههایشان در تالار نگین تامین اجتماعی باشد. از خانه عربنیا در یكی از مناطق شمالی تهران تا تالار نگین در خیابان جیحون ، نزدیك میدان آزادی، در اوج ترافیك فرصت مناسبی برای حرفهای غیررسمی با مختار این شبهای تلویزیون بود.
بخش هایی از این گزارش به اضافه عكس های این جشن در ادامه می آید.
عربنیا با سر تراشیده اصلا شباهتی به مختار پرمو، با ریش و عبا و عمامه ندارد اما طنین صدا و برق نگاهش همان است. چندان اهل حرف نیست ولی كافی است تا مجله را ورق بزند؛ «میشناسم. خوندم. اون شمارهای رو هم كه اومده بودین طرود و نقشهاش رو كشیده بودین، یادمه.» منظورش شماره اردیبشهت پارسال است. حرف از ریتم تند سریال و راشهای حذف شده تا بازی گرفتن میرباقری و حسرت تخریب دكورهای مختارنامه ادامه پیدا میكند در حالی كه زیرصدای ما، صدای موسیقی از ضبط ماشین شنیده میشود.
مختار اومد
«مختاره؟»، «مختار اومد.»، «ا.. مختارهها.» كافی است ماشین جلوی تالار نگین بایستد تا مردم عربنیا را با این جور عبارات به هم نشان بدهند. در اتاق انتظار، علیرضا جاویدفر از عربنیا استقبال میكند؛ «شما برین ردیف جلو بشینین، 20 دقیقه كار طنز داریم بعد شما مییاین رو سن.» با صدای جیغ و هورا، خاله سارا(سارا روستاپور) وارد اتاق میشود و با عربنیا احوالپرسی میكند. مسوولان جشن، عربنیا را به سمت سالن میبرند. تا در سالن باز میشود صدای سوت و كف و جیغ سالن را پر میكند.
سالن حدود هزار تا صندلی دارد و غرق نور است. در راهروهای بین صندلیها چند نفر روی ویلچر نشستهاند و بچههایی كه سندرم داون دارند هم بین صندلیها میچرخند. فضا چندان رسمی نیست؛ بیشتر شبیه یك گعده و پیك نیك دستهجمعی است.
جاویدنیا مجری برنامه است و یك خانم هم بالای سن نقش رابط ناشنوایان را دارد.
بخش دیگر این گزارش به شرح تقلید صدای برنامه نود، فردوسیپور، پروین، غلامحسین پیروانی و علی دایی اختصاص دارد كه در متن كامل آمده است.
حالم خوبه
«خیلی خوشحالم و حالم خیلی خوب است كه اینجام.» با این جمله عربنیا كه آدم را یاد مختار میاندازد سالن منفجر میشود؛ «بالاترین سرمستی برای من وقتی است كه یك همنوع را میبینم كه از دیدن من خوشحال است. هروقت خسته میشوم یادشان میافتم وخستگیام درمیرود.» سخنرانی عربنیا كوتاه است اما سالن یكپارچه سوت وكف میشود...
عكس ، امضا وتلفن
«صحنههای حضرت عباس(ع) رو حذف كردن.» این تماس تلفنی، عربنیا را به هم میریزد اما دلیل نمیشود بچههای معلول را تحویل نگیرد. بازار عكس و امضای «درپناه حق» عربنیا داغ است. او حتی با یك معلول كه در خانه مانده و نتواسته به جشن بیاید، تلفنی صحبت میكند. بوی شام فضا را پر كرده اما عربنیا سوار برماشین به سمت خانهاش برمیگردد. هوای سرد، صورت را مورمور میكند و گوشه چشمها نمناك شده.
عرب نیا: نگران بی اخلاقی در جامعه ام
تالار نگین سه شب میزبان جشن روز جهانی معلولان بود كه روز اصلی آن پنجشنبه هفته قبل بود؛ در هر شب این جشن، یكی از چهرههای سینما و تلویزیون هم حضور داشت ...
گفتگو با عرب نیا:
او بحث را با موضوع عجیبی شروع كرد: «نگران اخلاقم. نگران بیاخلاقی در جامعه كه یك بخشاش مربوط به رسانه است.» دلیل این حرف عربنیا به اتفاقاتی است كه این چندماه افتاده، سریال مختارنامه پخش و دیده شده و او هم كه نقش اول كار را دارد و بعد از مدتها دوباره به صحنه برگشته، مورد توجه قرار گرفته. حالا بعضی از سایتها و نشریات مصاحبههای قدیمی او را مجددا و به اسم گفتوگوی تازه چاپ كردهاند كه همین او را گلهمند كرده؛ «این گفتوگوها مال قبل بوده، من آخرین بار چهار سال قبل مصاحبه كردم. قبل از آن هم سه سال پیشاش حرف زدم. دیگر مصاحبه و گفتوگویی نداشتم اما حالا همان مصاحبهها را دارند كار میكنند. آن حرفهای من تاریخ مصرفشان گذشته. چه سودی دارد؟ این كار غلط است. اینكه جایی مثل ایسنا دوباره مصاحبه قدیمیام را كه خودشان گرفتهاند، چاپ میكنند، درست نیست. خب بگویند این مصاحبه مربوط به چهارسال قبل است كه ما آن را دوباره تكرار كردهایم.»
عربنیا این دست كارها را نشانه به هم ریختگی فرهنگی و زیرپاگذاشتن قواعد میداند؛ «شاید به صورت مقطعی اینجور كارها نتیجه بدهد. شاید در طول یك بازی نتیجه برد گیرمان بیاید اما عرض و عمقی ندارد.» اما خب مطبوعات هم حق دارند تا اطلاعات و موضوعات جذاب برای مخاطب را منتشر كنند؛« اما این ولع مجوز برای چاپ كردن دروغ نیست.همین برنامه «هفت» را ببینید، همه داشتند برای حرفهایشان توجیه میتراشیدند، توجیهات كه مهم نیست، مهم اخلاق حرفهای است. یكی از اصول دموكراسی این است كه مطبوعات موظفاند چرخه سالم اطلاعات ایجاد كنند اما ما منابع اطلاعاتمان و طریقه دستیابیمان به آنها غیر دموكراتیك و نابسامان است. با این اوضاع نباید توقع داشته باشیم كه بتوانیم جلوی تهاجم فرهنگی را بگیریم وقتی خودمان اخلاق را در همه عرصهها زیرپا گذاشتهایم.» ولی خب، مردم هم حق دارند كه مصاحبه و گفتوگو با عربنیا را بخوانند.
اصلا چرا خود او اهل مصاحبه نیست: «اما چه كسی بازیگر را مجبور به گفت و گو میكند من مختارم كه حرف بزنم یا نزنم. راستش ما همیشه از قدرتمان برای رسیدن به اهدافمان سوء استفاده میكنیم. با این رفتارهای سطحی نمیشود موفق بود و بهتر است كه من هم فعلا سكوت كنم.»
گزارش تصویری جشن را هم ببینید:





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر