هنوز از انتشار كتاب یك ماه نگذشته بود كه هزینههای چاپش فراهم شد و آقای جان كمیل به همراه نویسنده مرحوم نیكولاس كوربان پولها را بردند كه به این راهب بزرگوار تقدیم كنند ولی او از پذیرفتن پولها خودداری كرده و گفته بود: «من به این خاطر با پول كلیسا این كتاب را چاپ كردم كه به ضرورت انتشار آن باور داشتم و میخواستم خوانندگان با حقیقت انسان بزرگی چون امام علی(ع) آشنا شوند، نه برای اینكه پولش برگردد. این پولها را نگه دارید و با خود نویسنده برای تحویل دادنش به یك مؤسسه خیریه هماهنگ كنید»

بارها سعی كردهام او را برای یك گفتوگو راضی كنم اما هر بار به بهانهای از زیر بار مصاحبهای جدی شانه خالی كرده است تا اینكه بالاخره پذیرفت از زندگیاش بنویسد و از كتابش بگوید. وقتی زیر بار رفت كه به او گفتم بعضی میگویند شما این حرفها را دهها سال پیش گفتهاید و الان معلوم نیست هنوز همین موضع را داشته باشید!
این حرف باعث شد تا دیگر مقاومت نكند. داستان زندگیاش را به خط خود و از زبان سوم شخص نوشت و بعد هم به پرسشهایمان پاسخ گفت. قدری درباره او در كتاب «پدر، پسر، روحالقدس» نوشتهام و از این رو تنها به ترجمه متن زندگینامه و مصاحبه اكتفا میكنم.
سطوری كه خواندید، لید گفتگوی همشهری آیه آذرماه با جورج جرداق بود، بخشهایی از این گفتگو در ادامه میآید:
• مگر چه چیزی در روحیات و دلبستگیهایم تغییر كرده؟ از جهت احساسم نسبت به این كار، همچنان نسبت به این موضوع دارای همان شور و حرارتی هستم كه زمان تالیف این كتاب داشتم و سخنرانیهایی كه در سه سال اخیر درباره امامعلی(ع) داشتهام این واقعیت را نشان میدهد.
• چیزی كه من از آن ناراحتم، شیوه ناشران محترم عربی و غیرعربی در رفتار با نویسندگان و احترام به حقوق دیگران از جهات گوناگون است. به این ترتیب بدون اجازه من و بدون اطلاع من مجموعه «امام علی (ع)» هر سال چند بار در كشورهای عربی چاپ میشود، انگار كه ملك ناشر است همان طور كه چند بار به فارسی ترجمه شده بدون آنكه مترجمان و ناشران لطف كنند و خودشان را زحمت بدهند موافقت من را برای ترجمه و انتشارش بخواهند و این مساله باعث تاسف است.
• شیرینترین خاطرهام مربوط به همدلی و احساس رضایت راهبان مسیحی برای انتشار این اطلاعات درباره عظمت امام علی(ع) و سبك من برای بیان آنها به شیوهای تازه و جدید بود كه پیش و پس از آن سابقه و نمونهای نداشت.
سطوری كه خواندید، لید گفتگوی همشهری آیه آذرماه با جورج جرداق بود، بخشهایی از این گفتگو در ادامه میآید:
• مگر چه چیزی در روحیات و دلبستگیهایم تغییر كرده؟ از جهت احساسم نسبت به این كار، همچنان نسبت به این موضوع دارای همان شور و حرارتی هستم كه زمان تالیف این كتاب داشتم و سخنرانیهایی كه در سه سال اخیر درباره امامعلی(ع) داشتهام این واقعیت را نشان میدهد.
• چیزی كه من از آن ناراحتم، شیوه ناشران محترم عربی و غیرعربی در رفتار با نویسندگان و احترام به حقوق دیگران از جهات گوناگون است. به این ترتیب بدون اجازه من و بدون اطلاع من مجموعه «امام علی (ع)» هر سال چند بار در كشورهای عربی چاپ میشود، انگار كه ملك ناشر است همان طور كه چند بار به فارسی ترجمه شده بدون آنكه مترجمان و ناشران لطف كنند و خودشان را زحمت بدهند موافقت من را برای ترجمه و انتشارش بخواهند و این مساله باعث تاسف است.
• شیرینترین خاطرهام مربوط به همدلی و احساس رضایت راهبان مسیحی برای انتشار این اطلاعات درباره عظمت امام علی(ع) و سبك من برای بیان آنها به شیوهای تازه و جدید بود كه پیش و پس از آن سابقه و نمونهای نداشت.
• در اثنای تالیف این كتاب، دوست نویسندهام «جان كمیل» پیش من آمد و از من خواست تا یك فصل از مطالب آماده شده كتاب را به او بدهم تا در مجله «الرساله» كه در آن زمان سردبیری و مدیریتش را به عهده داشت، منتشر كند. از توجه او تشكر كردم و یك فصل را به او دادم و هنگامی كه این فصل در آن مجله چاپ شد بر حسب اتفاق رئیس راهبان مارونی جونیه آن را خوانده بود و خیلی خوشش آمده بود و همینطور فكر انتشار یك كتاب جامع درباره نبوغ و شخصیت استثنایی امام علی(ع) و ویژگیهای برجسته انسانی ایشان را پسندیده بود و نظرش را در این مورد به سردبیر مجله «جان كمیل» اعلام كرده و گفته بود: «لطفا به جورج جرداق بگویید وقتی تالیف این كتاب را تمام كرد، من با پول رهبانیه آن را چاپ میكنم» و همینطور شد و هنوز از انتشار كتاب یك ماه نگذشته بود كه هزینههای چاپش فراهم شد و آقای جان كمیل به همراه نویسنده مرحوم نیكولاس كوربان پولها را بردند كه به این راهب بزرگوار تقدیم كنند ولی او از پذیرفتن پولها خودداری كرده و گفته بود: «من به این خاطر با پول كلیسا این كتاب را چاپ كردم كه به ضرورت انتشار آن باور داشتم و میخواستم خوانندگان با حقیقت انسان بزرگی چون امام علی(ع) آشنا شوند، نه برای اینكه پولش برگردد. این پولها را نگه دارید و با خود نویسنده برای تحویل دادنش به یك مؤسسه خیریه هماهنگ كنید» و جا دارد ذكر كنم كه هنوز یك ماه و نیم از چاپ كتاب نگذشته بود كه دوباره در عراق توسط یك ناشر به نام «مكتبه المثنّى» به چاپ رسید و پس از آن پیاپی بدون اطلاع من در كشورهای مختلف عربی منتشر شد و نیز ترجمههای فارسیاش به چاپ رسید.
• در این روزگار نیاز به امام علی(ع) و باورها و مواضع و نقش انسانی و بزرگ و عظیم او و امثال او، از بزرگان حقیقت و توجه به انسان بیش از نیاز هر زمان و دوران دیگری به علی(ع) و امثال اوست. این موضوع را هر انسانی كه وجدان بیدار و درك درستی داشته باشد و به امور خواص و عوام به نیكی نظر كند درمییابد، فرق نمیكند كه این فرد به جهت عقاید و عاداتش از كدام گروه از انسانها باشد و از كدام ملیت باشد و در كجا زندگی كند.
• در این روزگار نیاز به امام علی(ع) و باورها و مواضع و نقش انسانی و بزرگ و عظیم او و امثال او، از بزرگان حقیقت و توجه به انسان بیش از نیاز هر زمان و دوران دیگری به علی(ع) و امثال اوست. این موضوع را هر انسانی كه وجدان بیدار و درك درستی داشته باشد و به امور خواص و عوام به نیكی نظر كند درمییابد، فرق نمیكند كه این فرد به جهت عقاید و عاداتش از كدام گروه از انسانها باشد و از كدام ملیت باشد و در كجا زندگی كند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر