
چکیده : دین ما مجموعه ای از عقاید و باورها، اخلاق و احکام دینی و شرعی است. این سه بخش چه نسبتی با هم دارند؟ اولویت با کدام است؟ بر اساس همین اولویت ها افراد می توانند برنامه ریزی کنند... در این میان شاخص ها باید مشخص شود تا به غلط نیفتیم، بطور مثال اگر میزان چاپ قرآن در جامعه را ملاکی برای سنجش دین داری بدانیم، میزان عمل به آن را نادیده گرفته ایم و فقط پوسته و ظاهر دین وجود دارد... ما در این بحث به دنبال تعیین شاخص های دین داری در سه سطح فرد، جامعه و حکومت هستیم. البته شاخص های هر کدام متفاوت است، ضمن آنکه این یک بحث درون دینی و نه برون دینی است. یعنی منابع از درون دین و مباحث دین شناسی استخراج شده است
مهدی مهریزی *
در این بحث به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که «اگر بخواهیم وضعیت دین داری افراد جامعه مومن و حکومت دینی را بسنجیم، با چه الگوها، شاخص و ترازهایی می توانیم به نتیجه برسیم؟» هرکس علاقه دارد که وضعیت خود را از این نظر ببیند؛ بطور مثال اگر هنگام نماز خوندن گریه کند مومن خوبی است یا اگر زندگی اش به شهادت ختم شود و به ملاقات امام زمان(عج) نایل شود؟ در جامعه هم تمایل به دانستن این امر وجود دارد.
دین ما مجموعه ای از عقاید و باورها، اخلاق و احکام دینی و شرعی است. این سه بخش چه نسبتی با هم دارند؟ اولویت با کدام است؟ بر اساس همین اولویت ها افراد می توانند برنامه ریزی کنند. همانند ضریب دروس در دانشگاهها که شاگرد با توجه به آنها درس می خواند و استاد بر اساس آنها نمره می دهد. در این میان شاخص ها باید مشخص شود تا به غلط نیفتیم، بطور مثال اگر میزان چاپ قرآن در جامعه را ملاکی برای سنجش دین داری بدانیم، میزان عمل به آن را نادیده گرفته ایم و فقط پوسته و ظاهر دین وجود دارد. در بسیاری از کتب این مشکل عدم تعیین مبنای مناسب وجود دارد که به همین دلیل داوری غلط انجام می شود و ارزشیابی صحیح انجام نمی شود.
بنابراین ما بدنبال تعیین شاخص های دین داری در سه سطح فرد، جامعه و حکومت هستیم. البته شاخص های هر کدام متفاوت است، ضمن آنکه این یک بحث درون دینی و نه برون دینی است. یعنی منابع از درون دین و مباحث دین شناسی استخراج شده است.
در این مورد رویکردهای گوناگونی میان جریانات اسلامی وجود داشته است. در دوران هایی جنبه «شریعت» مورد تاکید قرار می گرفته است و در هنگام بررسی تاریخ فقه نیز جانعه اسلامی، به عنوان جامعه شریعتمدار دیده شده است. مانند اوایل پیروزی انقلاب که بعضی ها می گفتند باید رساله عملیه را جلوی خودمان بگذاریم تا یک جامعه دینی شویم.
از جمله دیدگاههای دیگر، دیدگاه «ولایتمدارانه» است که در آن بر ولایت ائمه بیش از موارد دیگر تاکید می شود. دیدگاه دیگر، دیدگاه سیاستمدارانه است که در آن حفظ حکومت از نماز هم واجب تر دانسته شده است. رویکرد دیگر هم «اخلاق مدارانه» است که عرفا بر آن تاکید داشتند.
ما باید مشخص کنیم که کدامیک از رویکردها به واقع دین نزدیک است. در این راستا باید به سمت دین حرکت کنیم. البته طبیعی است که همه این دیدگاهها درون دین وجود دارد، اما میزان اعتنا و اولویت گذاری به آنها مورد نظر است.
راههای استخراج منابع دینی
می توان فهرستی را از قرآن، سنت و سیره استخراج کرد تا در پایان به جمع بندی آنها پرداخت: ۱- تحلیل اهداف بعثت؛ خداوند، پیامبر(ص) و ائمه هدی –علیهم السلام- در این مورد سخن گفته اند. قرآن هدف بعثت همه انبیاء را «لیقوم الناس بالقسط» می داند و پیامبر می فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» به یافتن شاخص های دین داری کمک می کند.
۲- بررسی واژه های کلیدی در قرآن و احادیث، که عبارتند از دین، اسلام، ایمان و شیعه. برای اینها در قرآن و روایات مقوماتی ذکر شده است. از طرف دیگر موارد سلب آنها نیز ذکر شده است، مثلا گفته می شود کسی که فلان ویژگی را داشته باشد مومن نیست و… . باید ببینیم موارد مثبت و منفی این ۴ عبارت چیست. به عنوان مثال عبارت «لا دین لمن لا…» در ۱۷ موضوع وجود دارد: لا دین لمن لاعهد له، لاصدق له، لاعهد له، لامروه له و… . یا این عبارت که «بهترین مومن کسی است که…» در موارد زیادی آمده است. لذا این ۴ کلمه در قرآن و سنت در اشکال گوناگون مورد اشاره قرار گرفته است.
۳- در اهل سنت و شیعه اقراد ممتاری معرفی شده اند. بطور نمونه، در اهل سنت عشره مبشره شناخته شده است و در اهل سنت هم می گوییم «سلمان منا اهل البیت». یافتن نقاط برجسته زندگی این افراد به ما کمک می کند.
۴- مجموعه روایات؛ مانند نمونه روایات از امام رضا(ع) که در آنها توصیه کرده اند که به فلان موارد توجه کنید یا توجه نکنید.
۵- ثواب و عقاب؛ شیخ صدوق کتابی با عنوان «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» دارد. این دو مورد باید رده بندی شود و از دل آنها شاخص ها استخراج شود. البته بعد از پالایش احادیث و روایات غیر صحیح این کار باید انجام شود، زیرا بسیاری روایات مانند میزان ثواب سوره های مختلف قرآن که در شیعه و اهل سنت گفته می شود، جعلی است.
۶- تشبیهات؛ مانند «من قتل نفسه فکانما قتل الناس جمیعا»(هرکس یک نفر را بکشد مانند این است که همه انسانها را کشته است)، «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» (کسی که خود را برای روزی خانوادهاش به زحمت میاندازد و کار میکند مانند رزمندهاست که در راه خدا میجنگد) و… . اینها نشان می دهد که خود «مشبه به» ارزش بالایی دارد.
۷- تحلیل حکومت پیامبر و امام علی(ع)؛ اینکه این دو بزرگوار در دوران حکومتشان به چه مواردی توجه داشتند. در دل این بخش خطبه های جمعه و عیدین آنان را می توان مورد توجه قرار داد. امیرالمونین بیش از ۴ سال حاکم بودند، ادبیات خطبه های ایشان و سوره ها و آیاتی که انتخاب می کردند نشان می دهد که چه دغدغه هایی برای جامعه داشتند. نامه های دعوت پیامبر(ص) به ایرانیان، رومیان، قبایل حجاز و… هم در این بخش قرار می گیرد که معانی و لحنی که در آنها استقاده کرده اند می تواند به ما کمک کند.
۸- تحلیل عصر ظهور؛ روایات زیادی داریم که وقتی امام زمان(عج) ظهور کنند، فلان کار ها را انجام می دهند. لذا اولویت های موجود و راههای رسیدن به جامعه آرمانی در عصر مهدوی از دیگر منایع بحث است.
۹- تحلیل اهداف حادثه عاشورا؛ این حادثه در تاریخ شیعه و اسلام بسیار مهم است. امام حسین(ع) از ابتدای حرکت خود اهدافی را تعیین کردند که در این بخش باید مورد توجه قرار گیرد.
۱۰- تکرار برخی مضامین و مفاهیم؛ که در قالب موارد قبلی قرار نمی گیرد. این مضامین در قرآن و سنت زیاد تکرار شده اند. امروزه یکی از راههای تحلیل محتوای صوری افکار اندیشمندان، استخراج واژه هایی است که بیش از همه تکرار می کردند و روی کدام مفهوم بیشتر انگشت می گذاشتند. از همین راه می توان بحث را عمیق تر کرد.
۱۱- استنباط از برخی مقایسه ها؛ مثلا در قرآن ۵ آیه را می توان ذکر کرد که پس از در کنار هم گذاشتن آنها یک معنی را استخراج کرد. این آیات به مفهوم «تقوا» می پردازد: درسه آیه با تردید گفته می شود که اگر عبادت کنید، روزه بگیرید و ذکر بگویید، «شاید» به تقوا برسید. اما در دو آیه دیگر با قطعیت گفته می شود که «عدالت» و «گذشت» نزدیکترین راه به تقواست. از این مجموعه آیات اینگونه استنتاج می شود که جایگاه آنچه که ما عبادت، مناسک و شعائر می دانیم، از عدالت و گذشت پایین تر است. اگر اینگونه نبود، صاحب این سخنان که بلیغ ترین و فصیح ترین بیان را دارد، نوع کلام را بگونه دیگری انتخاب می کرد.
در این بخش برخی از موارد مذکور را شرح می دهم. در مورد هدف بعثت انبیاء شاخص ترین آیه، آیه ۲۵ سوره حدید است: «انا ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط». بخش های مختلف این آیه قابل توجه است، خداوند نمی فرماید رسلنا بالمعجزات یا کرامات و…. یعنی او بطور شفاف و بدون رمز و راز با بندگان خود سخن می گوید. کتاب را هم به عنوان شاخص بیان می کند. در سوره جمعه هم کتاب و حکمت به عنوان رسالت پیامبر عنوان شده است: « هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الاُْمِّیِّینَ رَسُولا مِّنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ءَایَـتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَـبَ وَالْحِکْمَةَ». مفروض این سخن آن است که در یک جامعه سخن های متفاوتی وجود داشته باشد تا بر اساس این شاخص ها سنجیده شود. حکمت هم که در آیه دوم ذکر شده، چیزی است که عقل انسان را قانع می کند. در مورد بخش پایانی آیه اول(لیقوم الناس بالقسط) هم به غلط ترجمه شده است که پیامبران آمده اند تا عدالت را اجرا کنند، در حالی که آنان مجری و متکفل نیستند، بلکه بسترساز هستند و باید خود انسانها قائم به قسط شوند. تعبیر برخی مکاتب عرفانی که خود خداوند را قائم به قسط می دانند که انسان جانشین او می شود، در همین جا محقق می شود. در برخی آیات دیگر قرآن اهداف بعثت ذکر شده است، اما آیه ۲۵ سوره حدید از همه واضح تر است.
روایات زیادی هم از خود پیامبر(ص) نقل شده است که در ابتدای بحث ذکر شد. علاوه بر آن، ۷ عنوان دیگر هم استخراج شده است: من به عنوان معلم مبعوث شدم، نه معلمی که سخت گیر باشد، بلکه به عنوان معلمی که با آسانی با مردم سخن می گوید، إن الله أرسلنی مبلغا ولم یرسلنی متعنتا، بعثت رحمه و هو للعالمین، انما بعثت رحمة و لم أبعث عذابا، انی لم ابعث لعانا و لکن بعثت داعیا، بعثت لمداراه الناس، بعثت لحنفیه سمحا و سهلا و… . تعبیر من از این سخن آن است که پیامبر(ص) در موضوع شریعت به شیوه سهله و سمحه سخن می گوید، اما در بخش اخلاق سخت گیری هستند(انما بعثت الاتمم مکارم الاخلاق)، بعثت للحلم مرکزا و لعمل معدنا و بالصبر مسکنا. این احادیث بازگو کننده هدف بعثت از زبان خود پیامبر(ص) است. در خطبه اول نهج البلاغه هم «زنده کردن خرد نهفته درون انسان» به عنوان هدف بعثت بیان شده است.
بر اساس جمع بندی، آنچه در مجموعه این احادیث اولویت دارد، «اخلاق» و « عقلانیت» است.
منبع دیگر که تا حدی توضیح می دهم، واژگان کلیدی است. در یک پایان نامه دانشجویی این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است و طی یک جدول ۴ کلمه اصلی که در ابتدا ذکر شد قرار گرفت. در اینجا هم آنچه در رده اول قرار گرفت، «اخلاق» بود. مثلا در بخش دین این روایت آمده است که : « انا اهل دین علامات یعرفون بها: صدق الحدیث، اداء الامانه، الوفا بالعهد، صله الرحم، رحمه الضعفا، بذل المعروف، حسن الخلق، سعه الخلق و الاتباع العلم». روایت دیگری از امام صادق(ع) موجود است که : « ان الله عز و جل وضع الایمان علی سبعه احسن؛ علی البر و الصدق و الیقین و الرضاء و الوفاء و العلم و الحلم. ثم قسم بین الناس من جعل فیه هذه سبعه احسن و هو کامل». در باب ایمان احدیث دیگری هست، از جمله اینکه: «کسی اسلامش کامل است و گناهانش بخشوده می شود که به وعده خود عمل کند، زبانش با مردم راست باشد، از زشتی ها شرم و حیاء کند و با اهل و عیال خودش حسن خلق داشته باشد». از امام رضا(ع) هم نقل است: «ما خانواده ای هستیم که قولمان را به عنوان بدهی حساب می کنیم و شیوه پیامبر(ص) هم این بود». امیرالمونین(ع) هم در خطبه ۱۷۶ نهج البلاغه نقل می کنند: «ایمان درست نمی شود، مگر اینکه دل استوار باشد و دل هم درست نمی شود، مگر زبان درست باشد. کسی که دوست دارد بگونه ای زیست کند تا در هنگام ملاقات خداوند پاکیزه باشد، باید از اینها بری باشد: خون مسلمانان و اموال آنها، سلامت زبان نسبت به تجاوز به آبروی مسلمانان».
بجاست که برخی ترکیب های دیگر را نیز بیان کنم: «دین دار نیست کسی که دنبال بدست آوردن بنده باشد که معصیت خداوند در آن است»، «کسی که می خواهد با اطاعت از معصیت کار کند، دین دار نیست»، «دین دار نیست کسی که از حاکم ستمگر اطاعت کند»، «دین دار نیست کسی که جوانمردی نکند»، «دین دار تیست کسی که ورع ندارد»، «دین دار نیست کسی که خردمند نیست» و… .
منبع سوم، مربوط به عدم توجه به ظواهر است. امام رضا(ع) در حدیثی که در کتاب «عیون اخبار الرضاء» آمده است، می فرماید: «به کسی که زیاد نماز می خواند، روزه می گیرد و… نگاه نکنید. (بلکه) به کسی نگاه کنید که راستگو و امانتدار باشد». بنابراین، دایره امانتداری بسیار وسیع تر از این است که یک شیء متعلق به فردی را سالم به او تحویل دهیم. بهترین زیارتنامه در این زمینه زیارت امین الله است که در ابتدای آن آمده است: «السلام علیک یا امین الله فی ارضه». مثلا یک معلم استعداد ۳۰ شاگرد در دست آنهاست و باید از آن مراقبت کنند.
ائمه بهترین امانتدار روی زمین بودند. امام رضا(ع) به عبد العظیم حسنی می فرمایند: «به دوستان من سلام برسان و بگو راههای نفوذ شیطان درون خود را سد کنند و به راستی و امنتداری آنها را هدایت کن». در نهج البلاغه هم آمده است: «پیامبر(ص) بارها و بارها می فرمود، جامعه ای ارزشی نیست که در آن انسان مظلوم به حق خود نرسد». ایشان در ابتدای نامه ۵۳ به مالک اشتر می فرمایند: « این فرمانى است از بنده خدا، على امیر المؤمنین، به مالک بن الحارث الاشتر. در پیمانى که با او مىنهد، هنگامى که او را فرمانروایى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد» .
* متن بالا، مشروح سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی استاد حوزه و دانشگاه با موضوع «شاخص های دین داری» در چهلمین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران است که روز ۲۷ مهرماه ۱۳۸۹ با حضور سید محمد خاتمی رییس و با شرکت اعضای بنیاد باران برگزار شده است. این متن به نقل از سایت بنیاد باران در کلمه منتشر شده است.)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر