۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

مروری بر پروژه حذف مرجعیت: جناب گنجی! دوری از متن جامعه خیالاتی تان كرده!


گنجی از افول و زوال مرجعیت سخن می گوید و با قاطعیت تمام از پیشی گرفتن خوانندگان و بازیگران و ورزشكاران بر مراجع تقلید در لیست گروه های مرجع دم می زند، از قضا در یكی دو سال اخیر تعداد زیادی از هنرمندان از دنیا رفته اند.پرسش از جناب گنجی این است كه تشییع جنازه و آیین های مردمی گرامیداشت كدام یك از هنرمندان در حد تشییع پیكر مراجع در سال ۸۸ بوده است؟!
 علی اشرف فتحی در یادداشتی نوشت:
انتقاد كم سابقه آیت الله العظمی وحید خراسانی از نمایش چهره حضرت عباس بن علی (ع) در سریال مختارنامه با واكنش های ضد و نقیضی مواجه شد و بار دیگر «مرجعیت شیعه» را به سوژه مباحث عام و خاص بدل كرد. البته این نخستین باری نیست كه آیت الله العظمی وحید مورد حملات تند قرار می گیرد.
..دومین دور حملات به آیت الله وحید پس از آن آغاز شد كه ایشان در اقدام بی سابقه ای، اختلال در سخنرانی حجة الاسلام سید حسن خمینی را محكوم كرده و خواهان حفظ حرمت بیت امام خمینی شدند. در پی این اقدام بی سابقه آقای وحید، گروهی از حامیان دولت با طعنه و كنایه نسبت به سكوت ایشان در وقایع آذر و دی سال گذشته و محكوم نكردن آنچه كه هتك حرمت امام حسین (ع) و امام خمینی از سوی سبزها می نامیدند معترض شدند.

.. اما هیچ یك از حملات یك ساله اخیر به اندازه پنجمین دور حملات، خبرساز و بحث برانگیز نشد. این بار پس از انتقاد تند و معنادار آیت الله وحید از سریال مختارنامه، اصولگرایان طلایه دار انتقاد و هجمه به آقای وحید شدند و در نوشته های خود ایشان را به دلیل سكوت در وقایع یك سال و نیم گذشته مورد بازخواست قرار دادند.
سایت وابسته به احمد توكلی ..پس از آنكه متوجه بازتاب های تأمل برانگیز مطلب خود شد آن را از سایتحذف كرد. اما .. وبلاگ ها  وسایت های دیگر اصولگرایان به بهانه سخنرانی اخیر آیت الله وحید، گلایه های گذشته خود را با بیان رساتری فریاد زدند و خواهان پاسخگویی این مرجع تقلید برجسته شیعه درباره سكوت سنگینش در قبال عملكرد سبزها شدند...
آتش این حمله آن قدر تند بود كه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دیگر مرجع تقلید برجسته حوزه قم را نیز به واكنش معناداری برانگیخت و ایشان در پاسخ تأمل برانگیز و كم سابقه ای به یك استفتا از موضع آیت الله العظمی وحید خراسانی حمایت كرد. حتی كار به جایی رسید كه برخی حامیان سنتی آیت الله وحید نیز با ادبیات خاص خود به میدان آمده و به عنایت خاص امام زمان (ع) نسبت به مرجع تقلید خویش اشاره كردند. امری كه آن را می توان خطای این گروه دانست. چرا كه رواج این گونه ادعاهای ابطال ناپذیر در فضای گفتمانی كشور به سود هیچ جریان و اندیشه ای نیست.
اما در حالی كه اصلاح طلبان در دور سابق حملات به آیت الله وحید خراسانی یا جانب ایشان را گرفته و یا سكوت كرده بودند، این بار با میدان دار شدن دو چهره جنجالی اصلاح طلب، دامنه حملات به آیت الله وحید و حتی مرجعیت شیعه به طیفی از اصلاح طلبان نیز سرایت كرد و آنها نیز همنوا با طیف هایی از اصولگرایان خواهان پاسخ گویی آقای وحید در قبال عملكرد سیاسی و اجتماعی خویش در وقایع پس از انتخابات شدند.
ابتدا محسن كدیور پیشگام شد و در نوشته ای كه تنها می تواند حمل بر بی تدبیری و ایده آل گرایی وی تعبیر شود، در مقام یك روحانی به توبیخ آیت الله وحید پرداخت و پس از او نیز اكبر گنجی در مقام یك فعال سیاسی به زعم خود تیر خلاص!! زد و در نوشته خود كه بی بهره از انسجام و استدلال بود از منتقدین جمهوری اسلامی خواست به هیچ وجه خواهان موضع گیری سیاسی مراجع تقلید نباشند چرا كه او در مقام یك پژوهشگر، این كار را به سود فرایند گذار به دموكراسی نمی داند! 
 اقامه نماز بر پیكر فرزند آیت الله صافی از سوی آیت الله وحید، ۲۱ اسفند ۱۳۸۸
این دو نوشته كه در جایگاه خود فاقد واقع بینی و انصاف و حاوی گونه دیگری از توهین بود، آنقدر به مذاق برخی حامیان دولت خوش آمد كه فراموش كردند یك روز قبل از انتشار نوشته كدیور، خودشان به گونه های مختلف به تمسخر و توبیخ آیت الله وحید پرداخته بودند و با شادی و شعف بسیار از «توهین سبزها به آیت الله العظمی وحید خراسانی» سخن گفتند.
شاید از برخی وبلاگ نویس های حامی دولت، انتظار حمایت از مرجعیت انتظار بیراهی و بیهوده ای باشد (كه دلایل آن هم پوشیده نیست) ولی از كسی مانند كدیور كه زمانی از استادان دوره مقدمات و سطح در حوزه علمیه قم بوده و سال ها از نزدیك با نهاد مرجعیت آشنا بوده، بسیار بعید بود كه دچار چنین خبط و بی انصافی بزرگی شود.

البته این را هم باید در نظر گرفت كه آقای كدیور بیش از یك دهه است كه از حوزه علمیه قم فاصله گرفته و برخی سخنان و كنش های سیاسی وی در سالیان حضورش در ایران نیز مؤید این نكته است كه از او هم همچون اكبر گنجی نباید انتظار واقع بینی درباره پاره ای موضوعات به ویژه رویكردها و مواضع مراجع تقلید را داشت. البته این اشكال هم به كدیور وارد است كه چه سنخیتی میان این نامه او با رویكرد سایت تحت نظر وی در قبال روحانیت و مرجعیت وجود دارد؟! شاید پاسخ كدیور به این سؤال راهگشای این معضل باشد كه دلیل خبط و بی تدبیری اخیر وی چه بوده است.
در شرایطی كه معادلات سیاسی اجتماعی كشور در یك سال و نیم گذشته دستخوش تغییرات بنیادین و كلیدی شده است، از خارج نشینانی چون محسن كدیور و اكبر گنجی انتظار می رود این واقعیت را بپذیرند كه دوری دراز مدت از متن حوادث می تواند به دوری تحلیل های آنها از واقع بینی و انصاف منجر شود. متأسفانه اخبار و تحلیل های سایت تحت اشراف آقایان نیز نشان می دهد كه مجاری خبری آنها دچار كاستی های جدی است و همین امر گاه منجر به مضحك شدن خبرها و نظرهای این رسانه شده است. 
  
آیت الله وحید خراسانی در میان عزاداران فاطمیه ۱۳۸۷ قم
شاید اندك تأمل این آقایان در تناقض های موجود در گفتار و رفتارشان بتواند بار مهمی از دوش ملت ایران بردارد. چرا كه اظهار نظرهای نسنجیده این آقایان خارج نشین كه نام مسؤولیت زای «نواندیشان دینی» را به دوش می كشند متأسفانه بارها و بارها به مغشوش شدن بی دلیل فضای كشور و تحمیل برخی هزینه های بیهوده منجر شده است. آقایان اگر آنگونه كه گفته اند واقعا نگران «فرایند گذار به دموكراسی» هستند باید بهتر از دیگران بتوانند پاسخ دهند كه تخریب و تخطئه اساس مرجعیت و به ویژه مرجع متنفذی چون آیت الله وحید خراسانی در ذیل كدام یك از كنش های مدنی و دموكراسی خواهانه تعریف می شود؟
اساسا تعریف این آقایان از «گذار به دموكراسی» چیست؟ آیا ما حق داریم میان كردار و گفتار آنان در جریان «فرایند گذار به دموكراسی» با رفتار و گفتار آنها در جریان «تسخیر مجلس ششم» شباهت قائل شویم؟ آیا فراموش كرده اند كه چه حملات غیر مدبرانه  و غیر منصفانه ای نثار هاشمی رفسنجانی كردند؟! آنجا هم بهانه ها و دلایل مشابهی را مطرح می كردند و می گفتند كه فرایند مدنی شدن جامعه ایران اقتضا می كند كه همه چهره های مخالف جامعه مدنی افشا و امحا شوند!

آنجا هم می گفتند كه همه كنشگران سیاسی باید پاسخگوی سكوت خود در قبال برخی وقایع تلخ دهه هفتاد باشند و آقای هاشمی رفسنجانی نیز در رأس این كنشگران قرار گرفته بود. آنجا هم فضا را تا جایی پیش بردند كه هنرمند خلاق آنها یك روحانی صاحب نفوذ و احترام را با یك حیوان منفور و كریه قیاس كرد و از همان زمان تا كنون به چهره اثرگذار رسانه ای بخشی از اصلاح طلبان بدل شده است!
این نخستین باری نیست كه گرفتار برخی توهم ها و هنجارشكنی های آقایان هستیم. آنها به خود حق می دهند كه برای گذار به مدینه فاضله، همه پایه های سنت در ایران را به كودكانه ترین وجه ممكن به چالش بكشند و فراموش كنند كه بدون همین پایه ها و نهادهای ریشه دار، سخن گفتن از گذار به دموكراسی رؤیای كودكانه ای بیش نیست. نكته اینجاست كه سخنان مخرب خود را در ظاهری علمی و مستدل عرضه می كنند ولی كوچك ترین التزامی به لوازم یك پژوهش علمی ندارند.

از افول و زوال مرجعیت سخن می گویند و با قاطعیت تمام از پیشی گرفتن خوانندگان و بازیگران و ورزشكاران بر مراجع تقلید در لیست گروه های مرجع دم می زنند. غافل از اینكه باید به جای تكیه بر نظرسنجی های نسبتا مخدوش یك دهه پیش، بهتر بود نگاهی به تشییع جنازه های یكی دو سال اخیر كرده و آنگاه مدعی پیشی گرفتن هنرمندان بر مراجع تقلید شوند. از قضا در یكی دو سال اخیر تعداد زیادی از هنرمندان و چهره های محبوب از دنیا رفته اند. از سیف الله داد گرفته تا محمد نوری . پرسش از جناب گنجی این است كه تشییع جنازه و آیین های مردمی گرامیداشت كدام یك از هنرمندان در حد تشییع پیكر مراجع در سال ۸۸ بوده است؟!
 
اقامه نماز بر پیكر آیت الله میرزا هاشم آملی (پدر لاریجانی ها) از سوی آیت الله وحید، ۸ اسفند ۱۳۷۱ 
حال سؤال بنیادین این است كه چرا عده ای تندرو در هر دو جناح، اصرار زیادی بر حذف و یا نادیده گرفتن نهاد مرجعیت دارند؟ و چرا عده ای نیز ناخواسته در دام این پروژه می افتند؟ من عمیقا معتقدم كه این جریان را باید یك پروژه دانست و نه یك پروسه اجتناب ناپذیر. از قضا طبیعت فرهنگی ما اقتضا می كند كه نهاد مرجعیت پابرجا بماند. نشانه های پروژه بودن این ماجرا هم به حدی زیاد و مشهود شده كه نیازی به استدلال من نیست. در همین نوشته می توانید چندین شاهد بر مدعای مرا بیابید.
                                                         *****
هنوز هم تلاش ها برای تخطئه گزاره «زنده بودن مرجعیت» ادامه دارد و باید در آینده نزدیك نیز شاهد ابعاد دیگر این پروژه باشیم. پروژه ای كه داعیه داران  آن در جستجوی آرمانشهری هستند كه به ناكجا آباد می ماند. مدینه فاضله ای كه كوچك ترین نسبتی با واقعیت های جامعه ایران ندارد و تنها هزینه های گزاف و بی حاصلی بر مردم ما تحمیل كرده و خواهد كرد.

هیچ نظری موجود نیست: