طیبه مروت

عدالت واژه مأنوس با فطرت آدمی است. فلاسفه شرق و غرب تعاریف متفاوتی از این مقوله ارایه كرده اند. گرچه فلاسفه یونان عدالت را به مفهوم طبیعی آن مدنظر داشتند، اما فلاسفه معاصر غربی تعریف دیگری از عدالت ارایه كرده اند، آنها عدالت را به شدت به عنوان یك امر حاشیه ای و صرفا اخلاقی، پایبندی به منافع متقابل و تأمین منافع یكدیگر، اجرای تعهدات فردی كه ناشی از منفعت طلبی اوست و معانی مترادف با انصاف معرفی نموده اند كه از آن به مثابه یك امر توافقی یاد شده است. اما عدالت در قاموس فكری انبیای الهی و امامان بزرگوار شیعه جایگاه ویژه ای دارد. برهمین اساس در آیات قرآن نیز به این مهم اشاره شده و روح دعوت انبیا را اقامه قسط عنوان شده است.
تعریف دین از عدل، بر اساس متون موجود در شریعت اسلام بسیار دقیق و متناسب و با فطرت بشری ارایه شده است. كاملترین این تعاریف را می توان در روایاتی كه از مولای متقیان علی (ع) ارایه شده است مشاهده نمود آنگاه كه می فرماید: «العدل یضع الامور مواضعها».
اما آنچه در این وادی مهم به نظر می رسد، این است كه عدل در یك تعریف جامع دینی، از مناسبات اجتماعی فرا رفته و در اعتقادات دینی تعریف می شود به گونه ای كه به زعم برخی از پژوهشگران دینی، خداشناسی ریشه رشد عدالت اجتماعی در هر جامعه ای است.
اما آنچه در این وادی مهم به نظر می رسد، این است كه عدل در یك تعریف جامع دینی، از مناسبات اجتماعی فرا رفته و در اعتقادات دینی تعریف می شود به گونه ای كه به زعم برخی از پژوهشگران دینی، خداشناسی ریشه رشد عدالت اجتماعی در هر جامعه ای است.
جایگاه «عدالت» در اسلام مقوله ای است كه مورد توجه بیشتر اندیشمندان است. شاید دلیل این توجه بیشتر، تأسیس حكومت نبوی باشد و اینكه پیامبر خاتم در مسند نبوت و رسالت فرصت تشكیل حكومت را یافته و زمینه تحقق آرمانهای الهی را در بستر جامعه فراهم نمود. پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و رواج نفاق در امت آن حضرت، عدالت نیز كم كم از معنای حقیقی خود فاصله گرفت. گرچه به زعم روایتهای تاریخی امت پیامبر هرگز ستم خواه نبوده و همواره عدالت خواهی را سرلوحه برنامه های اجتماعی خود داشت اما اینكه این عدات خواهی به نهضتی اجتماعی بدل شود مورد تردید قرار گرفت، تا اینكه با سركار آمدن حكومت علوی، مردم نسبت به عدالت خواهی و ستم ستیزی حساسیت بیشتری از خود نشان دادند.
این عطش عدالت خواهانه در قالب دعوت از حسین بن علی(ع) ظهور و بروز پیدا كرد. نامه هایی كه مردم كوفه به امام حسین(ع) نوشتند حاوی نكاتی در همین زمینه است. این اتفاق مهم در تاریخ اسلام نشان می دهدكه عدالت در فطرت مردم جامعه و محتوای زندگی مردم هنوز حیات داشت. امام حسین(ع)در چنین شرایطی نهضت عدالت خواهانه ویژه ای را تدارك دیدند كه به نهضت عاشورا تبدیل شد.
سید الشهدا(ع) این عدالت خواهی را در قالب فرا جامعه و در یك وضع تاریخی و فطری قرار داده و تحولی در فطرتها ایجاد و نگاههای عمیقی را شكل دادند كه توانست پایه های كاخ خفقان یزید را بشكند.
سید الشهدا(ع) این عدالت خواهی را در قالب فرا جامعه و در یك وضع تاریخی و فطری قرار داده و تحولی در فطرتها ایجاد و نگاههای عمیقی را شكل دادند كه توانست پایه های كاخ خفقان یزید را بشكند.
حسین بن علی(ع) كه جامعه را با بن بست فطری مشاهده می كرد، فعالیتهای عدالتخواهانه خود را در قالب یك نهضت بی پیرایه از مسایل مادی و سودجایانه بنا نهاد و در یك بستر اجتماعی بهترین راه را برای شكستن بن بست عدالت خواهی تاریخ و بیدار كردن وجدان انسانی دنبال كردند.
آنچه امروز موجب بیداری شیعیان شده و حركتهای شیعی را در سراسر جهان شكل داده و موجب شده خواب را از چشم ستمگران برباید، برخاسته از همین رهاوردی است كه حسین بن علی(ع) از خون خود برپرچمهای بیدار گری اش نگاشت و آن را به دست پیروانش داد تا در همیشه تاریخ جاری و ساری باشد.
آنچه امروز موجب بیداری شیعیان شده و حركتهای شیعی را در سراسر جهان شكل داده و موجب شده خواب را از چشم ستمگران برباید، برخاسته از همین رهاوردی است كه حسین بن علی(ع) از خون خود برپرچمهای بیدار گری اش نگاشت و آن را به دست پیروانش داد تا در همیشه تاریخ جاری و ساری باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر