۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه

به هر چیزی چنگ نزنیم درحاشیه هزینه‌كردن از امام برای رسیدن به لیگ برتر



عرفان پارسایی فر

سالها پیش و در دوران كودكی، من و خواهر بزرگترم همیشه در حال لج و لجبازی با یكدیگر بودیم و به این راحتی ها نمی توانستیم همدیگر را تحمل كنیم. در آن هنگام و در بحبوحه دعواها همیشه وقتی حق با خواهرم بود و من مقصر بودم، به محض ورود پدر یا مادر به غائله، چنان مظلوم نمایی می كردم كه همه تحت تاثیر قرار می گرفتند و این خواهر بیچاره ام بود كه محكوم می شد. سوراخ دعا را به خوبی پیدا كرده بودم. چون قافیه را تنگ می دیدم، به سرعت آسمان را به ریسمان می بافتم و با فریاد و زاری چنان قشقرقی راه می انداختم كه بیا و ببین.
یادم هست كه همیشه جوسازی می كردم و می گفتم: "او همیشه به من توهین می كند، همیشه مرا ضایع می كند و قس علیهذا". گاهی اوقات چنان انگ هایی به او می زدم كه بیچاره انگشت حیرت به دهان  می گزید و تنها بر این رفتار وقیحانه من سكوت می كرد، چیزی نمی توانست بگوید، چه داشت كه بگوید؛ سخن را طولانی نكنم، آن موقع ها كه با علم به درست نبودن كارم دست به چنین فضاسازی ها و فرافكنی های كودكانه و «مارموز مآبانه» می زدم هرگز گمان نمی بردم كه روزگاری در این مملكت اینگونه «فرار به جلو»ها  به راهبرد غالب بعضی ها در استدلال تبدیل شود.
كسانی كه روز دوشنبه هفته گذشته تا پاسی از شب بیدار ماندند و به تماشای برنامه 90 نشستند احتمالا تا حالا فهمیده اند كه چه خواهم گفت.
حدیث مباحث مطرح شده در آخرین برنامه عادل فردوسی پور و شرح دعوای های لفظی در گرفته، چنان در رسانه ها متواتر شده كه هر گونه شرح اضافه بر آن بی فایده به نظر برسد. سخن بر سر درست یا نادرست بودن تصمیم انتقال تیم نفت تهران به اراك نیست، ابعاد بحث كلی تر است. سخن بر سر اصل كار انجام گرفته در این برنامه است كه متاسفانه این روزها در كشور شایع شده است.  اینكه فردی به خود اجازه می دهد برای دفاع از یك تصمیم – فارغ از درست یا غلط بودن آن- از هر چیزی كه به دستش می رسد مایه بگذارد، واقعه ایست خطرناك كه باید فكری به حال آن كرد كه تا همین حالا هم كم هزینه برای مملكت به بار نیاورده است.
سوال این است كه آیا انتقال یك تیم فوتبال كه در خوشبینانه ترین حالت تنها وسیله سرگرمی بخش خیلی كوچكی از مردم اراك خواهد بود و نه بیشتر، ارزش این را دارد كه ما از مهم ترین سرمایه های كشور برای آن هزینه كنیم.
غرض دفاع از فردوسی پور نیست، اصلا بیائید شائبه سیاسی بودن و انتخاباتی بودن این تصمیم و تصمیمات اینچنینی را با قدرت تمام رد كنیم و طرح آن را به حساب غرض شخصی طراح بگذاریم،  اما بیائید صورت مسئله را یك بار دیگر باهم مرور كنیم، متاسفانه كارمان به جایی رسیده كه حاضریم از مجلس، دولت، مقام معظم رهبری و امام (ره) هزینه كنیم تا یك تصمیم را توجیه كنیم. در درجه اول اینكه فارغ كوچك یا بزرگ بودن و درجه اهمیت تصمیم مذكور، این كار به لحاظ منطقی و علی و معلولی صحیح نیست؛ چرا كه اساسا قرار نیست وقتی در مقام استدلال كم آوردیم ناگهان به صحرای كربلا بزنیم و همه چیز را به هم ربط دهیم و ملغمه ای درست كنیم.
چرا باید برای اثبات یك تصمیم - ولو درست - به خود اجازه بدهیم كه در پیشگاه میلیون ها بیننده، در ایمان یك مسلمان تشكیك كنیم و خود را محق بدانیم كه به هر آنچه كه در اطرافمان وجود دارد چنگ اندازیم؟
استدلال را ببینیم و بپذیریم كه به خطا رفته ایم؛ «آقای فردوسی پور! چرا مسئله را اشتباه مطرح می كنید، تیم به اراك منتقل نشده، به استان مركزی منتقل شده، یعنی یك تیم به استان حضرت امام منتقل شده است...». به دلیل اینكه یك تیم فوتبال به استان حضرت امام(ره) منتقل شده دیگر نباید در مورد آن بحث كارشناسی كرد و آن را نقد كرد؟ الله اكبر كه این استدلال منطق را به زانو در آورد!
نكته دوم اینكه این تصمیم بالاخره از دو حالت خارج نیست؛ یا طبق ادعای مدافعانش كاملا كارشناسی است، یا غیر كارشناسی. اگر كارشناسی است كه باید دلایل علمی و منطقی این كار گفته شود، نه اینكه سرمایه های مملكت خرج اثبات و تثبیت آن شود و اگر تصمیم مورد اشاره غیر كارشناسی است و استدلال در ورای آن وجود ندارد، حداقل مهم ترین داشته هایمان را به پای آن نریزیم، حداقل برای اثبات آن – فارغ از انگیزه ای كه داریم-  از مفاهیم و داشته هایی مایه بگذاریم كه اگر روزی حساسیت مردم روی آنها به دلیل تمسك های بی دلیل و بیجای ما كاهش یافت، افسوس نخوریم.
گاهی اوقات بد نیست كمی از بالا به افعال خود نظر كنیم، ببینیم چه چیزی را هزینه می كنیم و در ازای آن چه چیزی را به دست می آوریم. از تمام داشته هایمان مایه می گذاریم تا یك تیم فوتبال را از یك شهر به شهر خودمان منتقل كنیم؟
گذشته از همه اینها به نظر می رسد امروز مردم تشنه حرفهای جدید باشند، حنای اینگونه هیاهو كردن ها دیریست كه دیگر رنگ باخته و دست پیش گیرندگان بر خلاف مدتها پیش، معمولا پس می افتند. امروز مردم می پرسند كه استان مركزی چرا در عین داشتن چند تیم مطرح و استخوان دار همچون صنایع، آلومینیوم سازی و هپكو، به دنبال حاضری خوری از تیم های دیگر شهر هاست.
چرا اعتباری كه قرار است صرف تیم تازه وارد شود، برای تیم های خود استان هزینه نمی شود تا در یك فرایند طبیعی به لیگ برتر برسند، آنها می پرسند كه چرا علی رغم ناموفق بودن تجربه های پیشین اینگونه انتقال ها، باز هم مسئولان استان مركزی در پی چنین اقدامی هستند، چرا در كشورهای دیگری كه صاحب فوتبالند حتی یك نمونه از این دست اقدامات مشاهده نمی شود، مردم برای این سوالاتشان پاسخ می خواهند.
مردم به دنبال فرافكنی و غوغاسالاری نیستند، آنها همه می دانند كه استان مركزی استان حضرت امام (ره) است و ایشان را دوست دارند اما در عین حال آگاهند كه این قضیه هیچ ارتباطی با انتقال یك تیم فوتبال از تهران به اراك ندارد. اینگونه پاسخ های تهاجمی و فرافكنی ها خیلی وقت است كه برای مردم تكراری شده، آنها به دنبال حرف جدیدند.
برای هر كاری به هرچیزی متمسك نشویم. وقتی با چنگ اندازی های بی مورد - آنهم در مواردی چنین بی اهمیت - حساسیت مردم را نسبت به برخی مفاهیم كم می كنیم، آن وقت در آینده نیز نمی توانیم به بی تفاوتی و بی اعتنایی آنها به آن مفاهیم معترض باشیم. كما اینكه همین امروز هم معترض هستیم و در عین حال آن رفتارهایی كه به این بی اعتنایی ها دامن می زنند را ادامه می دهیم.
ارسال به کلوب
ارسال به بالاترین
ارسال به دنباله
ارسال به فیسبوک

نظرات بینندگان:
آقاسلام:من نادان ازاین نماینده علامه دهر چندسوال داشتم لطف كنیدشمانطرح كنید:
1-مگردولتهای دیگرموردتاییدمقام معظم رهبری نبودند؟هنوزاین جمله ایشان درذهنها باقیست كه فرمودند:هیچكس برای من هاشمی رفسنجانی نمیشود(بماندكه ..
2-فرمودندجهت تمركز زدایی وانتقال به استان حضرت امام!چراتیم كوچك وكم طرفداری مثل نفت تهران؟برای استان حضرت امام باآن بزرگی وبرزگواری باید استقلال وپرسپولیس راباهم به اراك انتقال دادكه هم درخورنام آن امام همام باشد هم تمركززدایی به نحواحسن صورت گیرد.

هیچ نظری موجود نیست: