سیدسلمان صفوی*

به نام آن كه جان را فكرت آموخت
چراغ دل به نــور جان برافروخت
زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدانِ تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالكان با انسان كامل و زبور شیعیان حسینی است. در میان زیارت نامهها، زیارت عاشورا از منزلت ویژه ای برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاریخ اهمیت به بزرگی و عظمت از آن یاد كرده اند.
زیارت عاشورا یك حماسه عاشقانه "عرفان پویای حسینی" است. ولایت، تولى وَ تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان، از اركان درسهاى زیارت عاشوراست. زیارت عاشورا تنها براى اجابت حاجات مادى نیست، كه آن را طوطی وار خوانده و كوركورانه از محتواى حماسى و عرفانی آن بگذرند، بلكه باید عزم را جزم كرد كه از طریق آن به اوج معنویت رسید و به محبوب سالار شهیدان واصل گردید. زیارت عاشورا، تجدید بیعت با راه و اهداف مقدس اجتماعی و معنوی امام حسین (ع) و شهیدان كربلاست.
در هیچ یك از فرازهای زیارت عاشورا ، زائر از حضرت محبوب، طلبِ دنیا نمی كند. مراحل قرب الی الله همگی در زیارت عاشورا ترسیم شده است: اولین مرحله، تسلیم شدن به ولایت اهل بیت سلام الله علیهم و آخرین مرحله، فنای فی الله است. شاخصه زیارت عاشورا، سیر عشق به حضرت محبوب و تسلیم و ایثار و تبعیت از ولایت الهی خلیفة الله است.
مرجع روایی زیارت عاشورا:
كهن ترین منبع روایی كه به زیارت عاشورا اشاره كرده، كتاب "كامل الزیارات" است. مؤلف این كتاب، متن زیارت عاشورا را با پنج واسطه از حضرت امام محمدباقر (ع) نقل كرده است. "مصباح المجتهد" منیع روایی دیگری است كه به ذكر زیارت عاشورا پرداخته است. روایت مذكور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل "كامل الزیارات"، توسط "علقمة بن محمد حضرمی" و "مالك بن اعین جهنی است، كه هر دو به معصوم (ع) میرسند. "صالح بن عقبة" متن زیارت را از آن دو نقل كرده: در یك مورد به همراه نقلی از "سیف بن عمیره" و جای دیگر همان دو نقل را ذكر كرده است. ذیل روایت در كتب مذكور درج شده: "صالح بن عقبة وَ سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام محمدباقر(ع)."
زیارت عاشورا از دو طریق نقل شده است:
1- از طریق امام محمد باقر (ع)؛ كه "علقمة بن محمد حضرمى" و "محمد بن اسماعیل" از "صالح بن عقبه" و "مالك جهنى" از امام (ع) نقل كردهاند .
2- از طریق امام جعفرصادق (ع)؛ كه "صفوان بن مهران جمال" (از اصحاب امام صادق و امام كاظم علیهما السلام) نقل كرده است.
"سیف بن عمیره" گوید: "صفوان" گفت: امام صادق (ع) فرمود: "همواره زیارت عاشورا و دعایش را بخوان، كه من بر كسى كه این زیارت و دعایش را از دور و نزدیك بخواند ضامنم كه زیارتش قبول گشته، سعیش مورد تقدیر خداوند واقع شده، سلام او به امام حسین (ع) برسد و حاجاتش - هر گونه و هر قدر كه باشد - از سوى خداوند برآورده گردد." آن گاه امام صادق (ع) به من فرمود: "من این زیارت را با همین ضمانت (قبولى و تقدیر الهى و وصول سلام) از پدرم و پدرم امام سجاد (ع) با همین ضمانت از امام حسین (ع) وَ امام حسین (ع) با همین ضمانت از برادرش حسن (ع) و حسن (ع) با ضمانت از پدرش امیرمؤمنان على (ع) و امیرمؤمنان با همین ضمانت از رسول خدا (ص) و رسول خدا (ص) با همین ضمانت از جبرئیل، و او با همین ضمانت از خداوند متعال نقل می كنم".
اقبال بزرگان دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به پیروانشان، بیانگر اعتبار علمی و صحت آن است. "علامه طباطبائی" صاحب "تفسیر المیزان"، در ایام ماه محرم و صفر، به قرائت زیارت عاشورا مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم "آیت الله سیدعلی قاضی" استفاده میكرد، كه كلمه "بك" در "اكرمنی بك" را حذف كرده، به جای "امام هدی"، "امام مهدی" میفرموده است. "امام خمینی" نیز در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را قرائت می كردند.
دهها شرح عربی و فارسی بر زیارت عاشورا نگاشته اند. "شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشورا"؛ (تالیف "حاج میرزا ابوالفضل"، تهران، كلانتر، 1273 ـ 1316 ق.)، "تحقیق و تكمله"؛ (اثر "سیدعلی موحد ابطحی اصفهانی" قم، چاپ سید الشهدا، 1368 ش.، 2 جلد) كه مورد تأیید و تمجید مرجع عالیقدر "آیت الله العظمی میرزای شیرازی" قرار گرفته و از نظر برخی گسترده ترین و مفیدترین شرح زیارت عاشوراست. این كتاب، بارها در بمبئی، تهران و قم به چاپ رسیده و مورد استناد محدثان و مورّخانی چون "حاج میرزا محمد ارباب قمی" در كتاب "اربعین الحسینیة" و "حاج شیخ عباس قمی" در كتاب "منتهی الامال" قرار گرفته است.
زیارت نامه امام حسین(ع) از جهت ساختاری شامل فرازهای متعددی است كه تشخیص و بررسی آنها، به دریافت بیشتر معانی متعالی آن كمك می كند.
از جهت ساختار شناسی زیارت عاشورا دارای هجده پاراگراف اساسی است كه آغاز و انجام آن به نام حضرت محبوب و یاد شهید عشق سرخ حضرت سید الشهداء اباعبدالله امام حسین (ع) است. پاراگراف نهم حاوی پیام اصلی زیارت عاشور به همه نسل ها در همه عصرهاست، زیرا براساس فرهنگ عاشورایی، "كل یوم عاشورا وكل شهر محرم و كل ارض كربلا"ست. حسینی بودن را نشانه هایی است؛ از نشانه های بارز آن پی گیری راه مستقیم امام حسین (ع) وَ حركت اجتماعی و سلوك معنوی، تحت لوای رهبر عادل و امام مهدی عجَل الله تعالی فرجه الشریف است.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
نخست: ابتدا به "بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم" طرحِ نامِ محبوب و معشوقِ سیَدالشهدا با صفات بخشایشگری و مهربانی است؛ كه "هوالاول و هوالاخر". آغاز و انجام حسین (ع)، "هـو"؛ فاعل اول و فاعل غایی هستی است.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.
دوم: تبارشناسیِ معنویِ اسماعیلِ اهل بیت، اشاره ای است كه آن سپهسالار عشق، نـه از قبیله ای مجهول، كه از تبار بهترین انسانها و موجودات در سلسله عوالم ممكن الوجود است. او فرزند تاج آفرینش وَ نور اول وجود و "مقام جمعِ جمع"، حضرت محمد مصطفی (ص) است. او فرزند شیـر حق مولی الموحدین قطب الاقطب العارفین است. او فرزند گل سرخ آفرینش، نمونه متعالی "عرفان ولایی" وسرور زنان دو عالم است. او فرزند مادری در خون غلتیده در احیای حق پایمال شده ولایت است. او خون خدا وَ وارث خون و شهادت است.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.
سـوم: مجالی است تا زائر حسین (ع) درودی به فراخنای تاریخ بر او و یارانش عَرضه دارد، سلامی كه اعلام سرسپردگی به راه سرخ پرافتخار سالار شهیدان است.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ.
چهارم: حماسه عاشورا محدود به زمان و مكان خاص نیست، بلكه سوگی است سترگ در دل و جان حق پرستان خاك و افلاك.
محتشم كاشانی می سراید:
چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جـوش از زمیـن به ذروه عرش برین رسـید
نزدیك شــد كه خانــه ایمــان شــود خـراب
از بس شكست ها كه به اركان دیـن رسیــد
نخــل بلنــد او چو خسـان بر زمیــن زدنـــد
طوفــان به آسمـان ز غبـــار زمیـــن رسیــد
باد آن غبــار چون به مــزار نبــی رسـانـــد
گـرد از مـدینــه بـر فـلك هـفتمیــن رسیـــد
یكبــاره جامــه در خـم گـردون به نیـــل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسیـد
پـر شـد فلك ز غلغلــه چون نوبت خـروش
از انبیــا به حضـرت روح الامیــن رسیــــد
كـرد این خیــال وهـم غلـط كه اركان غبـــار
تـا دامــن جـلال جهـــان آفـریـــــن رسیـــــد
هست از ملال گـرچـه بـری ذات ذوالــجلال
او در دل است و هیـچ دلی نیست بـی مـلال
فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها. وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ.
پنجـم: طلب لعن و نفرین الهی بر بنیان گذاران ظلم بر خاندان نبیِّ اكرم و ستمگرانی است، كه ایشان را از مقام و جایگاه برحقشان در رهبریِ عالم محروم كردند. همچنین طلب لعنت بر كسانی است، كه اسباب، لوازم و مقدمات این جور و جفا را در قتل امام حسین (ع) و یارانش فراهم آوردند. "اهل بیت"(ع) از مفاهیم كلیدی قرآن است كه دو بار در قرآن به آن اشاره شده است: در آیـه 33 سوره احزاب، درباره اهل بیت حضرت محمد (ص) و در آیـه 11 سوره هـود درباره اهل بیت حضرت ابراهیم نبی (ع).
خداوند در آیه تطهیرمی فرماید: "انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا". (همانا خداوند می خواهد از شما" اهل بیت" هر پلیدی را بزداید و شما را چنان كه باید، پاكیزه بدارد). (33 / 33).
در فرهنگ اسلامی واژه "اهل بیت" اصطلاحی است كه فقط انصراف به خانواده نزدیك حضرت محمد(ص) از جهت مقام برجسته علمی و معنوی آنان دارد. اهل بیت علاوه بر نسبت ظاهری خود به پیامبر اسلام، به خاطر صفات اختصاصی، "اهل الذكر"، "اولوالعلم"، "راسخون فی العلم"، "حبل الله، و "اولوالامر"، جانشینان معنوی، علمی و سیاسی ایشان وَ واسطه فیض عالم ممكنات و واجب الوجودند. اصطلاح اهل بیت در قرآن "نشانه" ای از یك مفهوم و تصور دینی خاص است كه با هاله ای از قدسیت یگانه احاطه شده و در فرهنگ قرآنی دارای اهمیت ویژه ای است.
بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.
ششـم: اعلام تبری و بیزاری از پایه گذاران ظلم و پیروان و دوستان آنها و تخلیه نفس از آلودگی های درونی كه اسباب سركشی نفس و پیروی از ظلمه می شود.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
هفتـم: اعلام تولی و دوستی با امام حسین و اصحاب او. براساس این فراز، زائر عاشورا با كسانی در صلح و صفاست كه با امام و یارانش در صلح و صفایند و با معاندان ایشان، در ستیز است. این صلح و جنگ بین جبهه حق و باطل تا روز قیامت ادامه دارد؛ چرا كه هر روز عاشورا و هرزمین كربلاست. حماسه حسینی خاصِّ دیروز نیست كه پایان یافته باشد و ما بر آن گذشته غمبار بگرییم؛ بلكه ماجرای امروز و فردای بشریت است و تا زندگی در این گیتی در جریان است، داستان موسی و فرعون وَ حسین و یزید همچنان پابرجاست.
وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ.
هشتـم: تفصیل درخواست لعن و نفرین الهی بر ستم پیشگان و بدسگالان مكتب زیاد، مروان و بنی امیه.
بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
نهــم: زائر با یادآوری عظمت مصیبت كربلا وَ با تمسك به بلندای مقام قتیل آن، از خداوند درخوست فیض همراهی با قائم آل محمد ارواحنا له الفداء را دارد. ویژگی این فراز، تأكیدی است بر این كه خونخواهی سیدالشهداء (ع) از یزیدیانِ دوران زیر پرچم رهبر عادل، رزق الهی زائران حقیقی سیدالشهداست. لذا آن كه در جنگ حق و باطل زمانش حضور ندارد، مدعی دروغین پیروی از مكتب حسینی است.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
دهــم: طلب عِرض و آبرو در پیشگاه الهی، به واسطه پیروی از مكتب سالار شهیدان.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ.
یازدهــم: عروج در حریم قرب الهی و آل عبا، با دو بال دوستی با اباعبدالله وَ دشمنی با دشمنان او میسر می گردد. وجه ایجابی این تقرب، در بخش نخستین این فراز عنوان می شود وَ وجه سلبی آن در بخش بعد از آن طرح می گردد.
زائر حسین (ع)، مقصد و غایتش خــداست. او راه وصول به محبوب اَعلی را در پیروی از ولایت ائمّه هُـدی و بیزاری جستن از دشمنان ایشان می جوید؛ كه همانا دو اصل "تولـی" و "تبـری" است، كه علاوه بر گفتار، در كردار نیز باید هویدا باشد. بدین سان زائر راستین با سپاه نور، در صلح و صفا و با سپاه دشمن، در جنگ و عِناد است.
فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ. وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَاللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ.
دوازدهــم: اساس نزدیكی به خداوند و خلیفة الله، شناخت عمیق نسبت به امامت است.
گام اول در شناخت حق و اولیاء الهی، تخلیه نفس از اوصاف و افعال ناپسند وَ وصول به مقام تخلـی، منوط به بیزاری جستن از دشمنان اولیاء الهی است. لذا می گوییم: خدایا ما را در دنیا پیرو راه حسین (ع) قرار بده، تا در آخرت نیز همنشین او گردیم. پیروی راه حسین (ع) سهل و آسان نیست، لذا از خداوند می خواهیم ما را در این راه سخت، صادق و ثابت قدم بگرداند كه: "إنَّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا كأنَّـهم بنیان مرصوص" (صف/4) "خداوند كسانی را كه در راه او (همچون حسین (ع)) چون كوه استوار و مقاوم، كارزار می كنند دوست دارد." آری، هر كه از باب صدق، در راه خدا ثابت قدم باشد؛ به مقام مبارك و منیع "محمود" نزد خداوند نائل می گردد. مقام "محمود" به بهانه حاصل نشود، بلكه با جان فشانی در راه خون خواهی حسین (ع) و احیاءِ مكتب او، زیر پرچم امام هادی كه دعوت به حق می كند، میسر می گردد.
"و من اللیل فتهجـد به نافلـة لك عسی أن یبعثك ربك مقاما محمودا." (اسراء / 79) "و پاره ای از شب را به راز و نیاز با خداوند بیدار باش، تا خداوند تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد." با استناد به قرآن كریم؛ وصول به مقام رفیع "محمود" نزد پروردگار، از طریق تهجد امكان پذیر است. "مقام محمود" طلب ولایت مطلق محمدی است و آن هنگام حاصل آید كه هدف از بعثت از مسیر دایره ولایت مشخص و به یقین تبدیل شده، ایمان در قلوب ستقر شده باشد تا ظلم و عصیان را از قلب سالك ریشه كن سازد .به تعبیر زیارت عاشورا؛ وصول به مقام "محمود"، در پیروی و احیای مكتب حسینی است. فتأمل یا اولی الابصار.
وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ . اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
سیزدهــم: زائر حسینی، رحمت و مغفرت الهی را در پیروی از راه و مكتب امام حسین (ع) می یابد، كه همانا راه و مكتب آخرین فرستاده الهی، حضرت محمد (ص) است. در این فراز بر پیوستگی و درهم تنیدگی "عتـرت" در "سنت محمدی" تأكید می شود. زیرا كه ولایت در دل نبوت محمدی است. شیخ محمود شبستری می سراید:
نبــی چون آفتاب آمد، "ولــیَ" ماه
مقـابــل گـردد انـدر "لــی مـع الله"
نبوت در كمال خویش صافی است
ولایت اندر او پیدا، نه مخفی است
ولایت در ولــــی پـوشیــده بـایــــد
ولـــیَ انــدر نبــــی پیـــدا نمـایـــد
ولــیَ از پیـروی چـون همـدم آمــد
نبـــی را در ولایت محــــرم آمـــد
ز "ان كنتــم تحبــون" بایــد او راه
به خلــوت خانـــه "یحببـــــكم الله"
(شبستری، محمود، گلشن راز، تصحیح صمد موحد، ص 80، ب:338 - 342، تهران، 1368)
زائر حسینی خواهان یك زندگی براساس تعالیم روح بخش مصطفوی است؛ تا سلوك مصطفوی تا پایان عمر دنیوی اش مستمر و مستدام باشد.
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْاَكْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ.
چهاردهــم: اموی مسلكان، روز شهادت ارزش ها را جشن می گیرند؛ آنهایی كه مورد لعن و نفرین پیامبر الهی واقع شده اند، جبهه باطلی كه در همه زمان ها و مكان ها حضور دارد.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
پانزدهــم: تقرب به حضرت دوست، با بیزاری از دشمنانِ محبان و محبوبانِ كاملِ محبوبِ اعلی حاصل می شود.
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.
شانزدهــم: شامل نتیجه گیری نخستین است، با این مضمون: خدایا نفرین فرست بر اولین كسی كه در حق محمد و آل محمد (ع) ظلم نمود و نفرین فرست بر آخرین غاصب مقام امامت و ولایت و نفرین الهی بر آمران و عاملان و مباشران شهادت سیدالشهداء.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
هفدهــم: شامل نتیجه گیری دوم است، با این مضمون: یا اباعبدالله الحسین، من با تو و یاران در خون خفته ات، بیعت ابدی می كنم و از تو می خواهم كه زیارت و درك مستمر معارف خود را نصیبم گردانی. بیعت من با سالار شهیدان و سیدالساجدین (ع) و امامان از ذریه آنان و یاران برجسته ایشان و پیشوایان حسینی است. خدایا براساس تـولــی، تبری می جویم و نفرین می فرستم و دوری می گزینم از پیشوایان باطل و غاصبان مقام ولایت و امامت و رهبران ظلمت در هر عصری.
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
واپسیـن فـراز: خدایا تو را سپاس می گویم؛ سپاسی درخور آنان كه در این مصائب و سوگ بزرگ شكرگزار تو بوده اند. خدایا با پرداختن به ارزش های رفیع حسینی، در روز ورود به عالم واپسین، مرا شایسته شفاعت سالار شهیدان – كه مقبول عالی مقام درگاه احدیت توست – قرار بده. خدایا مرا با امام حسین (ع) و یاران پاكبازش در راستی و درستی سلوك عاشقانه پابرجا بدار.
از جهت ساختارشناسی فراز واپسین با زیبایی و استحكام، آغاز و انتها وَ محتوای باطنی و ظاهری زیارت عاشورا را مؤكدا تبیین نموده است. كلمات كلیدی عرفان نظری و عملی این فراز كه ستون فقرات كل زیارت عاشوراست عبارتند از: مبداء، معاد، ولایت خلیفة الله، انحصارسپاس و ستایش مخصوص ذات اقدس الهی، مقام شاكرین، استقامت در طریقت، مقام صدق وَ سلوك در راه سرخ فنای فی الله وبقای بالله.
هـواخـواه تــوام جانا و می دانــم كه میدانی
كه هم نادیده میبینی و هم ننوشته می خوانی
ملامت گو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبینـد چشـم نابینا خصـوص اســرار پنهـانی
چراغ دل به نــور جان برافروخت
زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدانِ تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالكان با انسان كامل و زبور شیعیان حسینی است. در میان زیارت نامهها، زیارت عاشورا از منزلت ویژه ای برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاریخ اهمیت به بزرگی و عظمت از آن یاد كرده اند.
زیارت عاشورا یك حماسه عاشقانه "عرفان پویای حسینی" است. ولایت، تولى وَ تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان، از اركان درسهاى زیارت عاشوراست. زیارت عاشورا تنها براى اجابت حاجات مادى نیست، كه آن را طوطی وار خوانده و كوركورانه از محتواى حماسى و عرفانی آن بگذرند، بلكه باید عزم را جزم كرد كه از طریق آن به اوج معنویت رسید و به محبوب سالار شهیدان واصل گردید. زیارت عاشورا، تجدید بیعت با راه و اهداف مقدس اجتماعی و معنوی امام حسین (ع) و شهیدان كربلاست.
در هیچ یك از فرازهای زیارت عاشورا ، زائر از حضرت محبوب، طلبِ دنیا نمی كند. مراحل قرب الی الله همگی در زیارت عاشورا ترسیم شده است: اولین مرحله، تسلیم شدن به ولایت اهل بیت سلام الله علیهم و آخرین مرحله، فنای فی الله است. شاخصه زیارت عاشورا، سیر عشق به حضرت محبوب و تسلیم و ایثار و تبعیت از ولایت الهی خلیفة الله است.
مرجع روایی زیارت عاشورا:
كهن ترین منبع روایی كه به زیارت عاشورا اشاره كرده، كتاب "كامل الزیارات" است. مؤلف این كتاب، متن زیارت عاشورا را با پنج واسطه از حضرت امام محمدباقر (ع) نقل كرده است. "مصباح المجتهد" منیع روایی دیگری است كه به ذكر زیارت عاشورا پرداخته است. روایت مذكور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل "كامل الزیارات"، توسط "علقمة بن محمد حضرمی" و "مالك بن اعین جهنی است، كه هر دو به معصوم (ع) میرسند. "صالح بن عقبة" متن زیارت را از آن دو نقل كرده: در یك مورد به همراه نقلی از "سیف بن عمیره" و جای دیگر همان دو نقل را ذكر كرده است. ذیل روایت در كتب مذكور درج شده: "صالح بن عقبة وَ سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام محمدباقر(ع)."
زیارت عاشورا از دو طریق نقل شده است:
1- از طریق امام محمد باقر (ع)؛ كه "علقمة بن محمد حضرمى" و "محمد بن اسماعیل" از "صالح بن عقبه" و "مالك جهنى" از امام (ع) نقل كردهاند .
2- از طریق امام جعفرصادق (ع)؛ كه "صفوان بن مهران جمال" (از اصحاب امام صادق و امام كاظم علیهما السلام) نقل كرده است.
"سیف بن عمیره" گوید: "صفوان" گفت: امام صادق (ع) فرمود: "همواره زیارت عاشورا و دعایش را بخوان، كه من بر كسى كه این زیارت و دعایش را از دور و نزدیك بخواند ضامنم كه زیارتش قبول گشته، سعیش مورد تقدیر خداوند واقع شده، سلام او به امام حسین (ع) برسد و حاجاتش - هر گونه و هر قدر كه باشد - از سوى خداوند برآورده گردد." آن گاه امام صادق (ع) به من فرمود: "من این زیارت را با همین ضمانت (قبولى و تقدیر الهى و وصول سلام) از پدرم و پدرم امام سجاد (ع) با همین ضمانت از امام حسین (ع) وَ امام حسین (ع) با همین ضمانت از برادرش حسن (ع) و حسن (ع) با ضمانت از پدرش امیرمؤمنان على (ع) و امیرمؤمنان با همین ضمانت از رسول خدا (ص) و رسول خدا (ص) با همین ضمانت از جبرئیل، و او با همین ضمانت از خداوند متعال نقل می كنم".
اقبال بزرگان دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به پیروانشان، بیانگر اعتبار علمی و صحت آن است. "علامه طباطبائی" صاحب "تفسیر المیزان"، در ایام ماه محرم و صفر، به قرائت زیارت عاشورا مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم "آیت الله سیدعلی قاضی" استفاده میكرد، كه كلمه "بك" در "اكرمنی بك" را حذف كرده، به جای "امام هدی"، "امام مهدی" میفرموده است. "امام خمینی" نیز در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را قرائت می كردند.
دهها شرح عربی و فارسی بر زیارت عاشورا نگاشته اند. "شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشورا"؛ (تالیف "حاج میرزا ابوالفضل"، تهران، كلانتر، 1273 ـ 1316 ق.)، "تحقیق و تكمله"؛ (اثر "سیدعلی موحد ابطحی اصفهانی" قم، چاپ سید الشهدا، 1368 ش.، 2 جلد) كه مورد تأیید و تمجید مرجع عالیقدر "آیت الله العظمی میرزای شیرازی" قرار گرفته و از نظر برخی گسترده ترین و مفیدترین شرح زیارت عاشوراست. این كتاب، بارها در بمبئی، تهران و قم به چاپ رسیده و مورد استناد محدثان و مورّخانی چون "حاج میرزا محمد ارباب قمی" در كتاب "اربعین الحسینیة" و "حاج شیخ عباس قمی" در كتاب "منتهی الامال" قرار گرفته است.
زیارت نامه امام حسین(ع) از جهت ساختاری شامل فرازهای متعددی است كه تشخیص و بررسی آنها، به دریافت بیشتر معانی متعالی آن كمك می كند.
از جهت ساختار شناسی زیارت عاشورا دارای هجده پاراگراف اساسی است كه آغاز و انجام آن به نام حضرت محبوب و یاد شهید عشق سرخ حضرت سید الشهداء اباعبدالله امام حسین (ع) است. پاراگراف نهم حاوی پیام اصلی زیارت عاشور به همه نسل ها در همه عصرهاست، زیرا براساس فرهنگ عاشورایی، "كل یوم عاشورا وكل شهر محرم و كل ارض كربلا"ست. حسینی بودن را نشانه هایی است؛ از نشانه های بارز آن پی گیری راه مستقیم امام حسین (ع) وَ حركت اجتماعی و سلوك معنوی، تحت لوای رهبر عادل و امام مهدی عجَل الله تعالی فرجه الشریف است.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
نخست: ابتدا به "بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم" طرحِ نامِ محبوب و معشوقِ سیَدالشهدا با صفات بخشایشگری و مهربانی است؛ كه "هوالاول و هوالاخر". آغاز و انجام حسین (ع)، "هـو"؛ فاعل اول و فاعل غایی هستی است.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ.
دوم: تبارشناسیِ معنویِ اسماعیلِ اهل بیت، اشاره ای است كه آن سپهسالار عشق، نـه از قبیله ای مجهول، كه از تبار بهترین انسانها و موجودات در سلسله عوالم ممكن الوجود است. او فرزند تاج آفرینش وَ نور اول وجود و "مقام جمعِ جمع"، حضرت محمد مصطفی (ص) است. او فرزند شیـر حق مولی الموحدین قطب الاقطب العارفین است. او فرزند گل سرخ آفرینش، نمونه متعالی "عرفان ولایی" وسرور زنان دو عالم است. او فرزند مادری در خون غلتیده در احیای حق پایمال شده ولایت است. او خون خدا وَ وارث خون و شهادت است.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ.
سـوم: مجالی است تا زائر حسین (ع) درودی به فراخنای تاریخ بر او و یارانش عَرضه دارد، سلامی كه اعلام سرسپردگی به راه سرخ پرافتخار سالار شهیدان است.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ.
چهارم: حماسه عاشورا محدود به زمان و مكان خاص نیست، بلكه سوگی است سترگ در دل و جان حق پرستان خاك و افلاك.
محتشم كاشانی می سراید:
چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جـوش از زمیـن به ذروه عرش برین رسـید
نزدیك شــد كه خانــه ایمــان شــود خـراب
از بس شكست ها كه به اركان دیـن رسیــد
نخــل بلنــد او چو خسـان بر زمیــن زدنـــد
طوفــان به آسمـان ز غبـــار زمیـــن رسیــد
باد آن غبــار چون به مــزار نبــی رسـانـــد
گـرد از مـدینــه بـر فـلك هـفتمیــن رسیـــد
یكبــاره جامــه در خـم گـردون به نیـــل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسیـد
پـر شـد فلك ز غلغلــه چون نوبت خـروش
از انبیــا به حضـرت روح الامیــن رسیــــد
كـرد این خیــال وهـم غلـط كه اركان غبـــار
تـا دامــن جـلال جهـــان آفـریـــــن رسیـــــد
هست از ملال گـرچـه بـری ذات ذوالــجلال
او در دل است و هیـچ دلی نیست بـی مـلال
فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها. وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ.
پنجـم: طلب لعن و نفرین الهی بر بنیان گذاران ظلم بر خاندان نبیِّ اكرم و ستمگرانی است، كه ایشان را از مقام و جایگاه برحقشان در رهبریِ عالم محروم كردند. همچنین طلب لعنت بر كسانی است، كه اسباب، لوازم و مقدمات این جور و جفا را در قتل امام حسین (ع) و یارانش فراهم آوردند. "اهل بیت"(ع) از مفاهیم كلیدی قرآن است كه دو بار در قرآن به آن اشاره شده است: در آیـه 33 سوره احزاب، درباره اهل بیت حضرت محمد (ص) و در آیـه 11 سوره هـود درباره اهل بیت حضرت ابراهیم نبی (ع).
خداوند در آیه تطهیرمی فرماید: "انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا". (همانا خداوند می خواهد از شما" اهل بیت" هر پلیدی را بزداید و شما را چنان كه باید، پاكیزه بدارد). (33 / 33).
در فرهنگ اسلامی واژه "اهل بیت" اصطلاحی است كه فقط انصراف به خانواده نزدیك حضرت محمد(ص) از جهت مقام برجسته علمی و معنوی آنان دارد. اهل بیت علاوه بر نسبت ظاهری خود به پیامبر اسلام، به خاطر صفات اختصاصی، "اهل الذكر"، "اولوالعلم"، "راسخون فی العلم"، "حبل الله، و "اولوالامر"، جانشینان معنوی، علمی و سیاسی ایشان وَ واسطه فیض عالم ممكنات و واجب الوجودند. اصطلاح اهل بیت در قرآن "نشانه" ای از یك مفهوم و تصور دینی خاص است كه با هاله ای از قدسیت یگانه احاطه شده و در فرهنگ قرآنی دارای اهمیت ویژه ای است.
بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ.
ششـم: اعلام تبری و بیزاری از پایه گذاران ظلم و پیروان و دوستان آنها و تخلیه نفس از آلودگی های درونی كه اسباب سركشی نفس و پیروی از ظلمه می شود.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
هفتـم: اعلام تولی و دوستی با امام حسین و اصحاب او. براساس این فراز، زائر عاشورا با كسانی در صلح و صفاست كه با امام و یارانش در صلح و صفایند و با معاندان ایشان، در ستیز است. این صلح و جنگ بین جبهه حق و باطل تا روز قیامت ادامه دارد؛ چرا كه هر روز عاشورا و هرزمین كربلاست. حماسه حسینی خاصِّ دیروز نیست كه پایان یافته باشد و ما بر آن گذشته غمبار بگرییم؛ بلكه ماجرای امروز و فردای بشریت است و تا زندگی در این گیتی در جریان است، داستان موسی و فرعون وَ حسین و یزید همچنان پابرجاست.
وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ.
هشتـم: تفصیل درخواست لعن و نفرین الهی بر ستم پیشگان و بدسگالان مكتب زیاد، مروان و بنی امیه.
بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
نهــم: زائر با یادآوری عظمت مصیبت كربلا وَ با تمسك به بلندای مقام قتیل آن، از خداوند درخوست فیض همراهی با قائم آل محمد ارواحنا له الفداء را دارد. ویژگی این فراز، تأكیدی است بر این كه خونخواهی سیدالشهداء (ع) از یزیدیانِ دوران زیر پرچم رهبر عادل، رزق الهی زائران حقیقی سیدالشهداست. لذا آن كه در جنگ حق و باطل زمانش حضور ندارد، مدعی دروغین پیروی از مكتب حسینی است.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
دهــم: طلب عِرض و آبرو در پیشگاه الهی، به واسطه پیروی از مكتب سالار شهیدان.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ.
یازدهــم: عروج در حریم قرب الهی و آل عبا، با دو بال دوستی با اباعبدالله وَ دشمنی با دشمنان او میسر می گردد. وجه ایجابی این تقرب، در بخش نخستین این فراز عنوان می شود وَ وجه سلبی آن در بخش بعد از آن طرح می گردد.
زائر حسین (ع)، مقصد و غایتش خــداست. او راه وصول به محبوب اَعلی را در پیروی از ولایت ائمّه هُـدی و بیزاری جستن از دشمنان ایشان می جوید؛ كه همانا دو اصل "تولـی" و "تبـری" است، كه علاوه بر گفتار، در كردار نیز باید هویدا باشد. بدین سان زائر راستین با سپاه نور، در صلح و صفا و با سپاه دشمن، در جنگ و عِناد است.
فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ. وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَاللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ.
دوازدهــم: اساس نزدیكی به خداوند و خلیفة الله، شناخت عمیق نسبت به امامت است.
گام اول در شناخت حق و اولیاء الهی، تخلیه نفس از اوصاف و افعال ناپسند وَ وصول به مقام تخلـی، منوط به بیزاری جستن از دشمنان اولیاء الهی است. لذا می گوییم: خدایا ما را در دنیا پیرو راه حسین (ع) قرار بده، تا در آخرت نیز همنشین او گردیم. پیروی راه حسین (ع) سهل و آسان نیست، لذا از خداوند می خواهیم ما را در این راه سخت، صادق و ثابت قدم بگرداند كه: "إنَّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا كأنَّـهم بنیان مرصوص" (صف/4) "خداوند كسانی را كه در راه او (همچون حسین (ع)) چون كوه استوار و مقاوم، كارزار می كنند دوست دارد." آری، هر كه از باب صدق، در راه خدا ثابت قدم باشد؛ به مقام مبارك و منیع "محمود" نزد خداوند نائل می گردد. مقام "محمود" به بهانه حاصل نشود، بلكه با جان فشانی در راه خون خواهی حسین (ع) و احیاءِ مكتب او، زیر پرچم امام هادی كه دعوت به حق می كند، میسر می گردد.
"و من اللیل فتهجـد به نافلـة لك عسی أن یبعثك ربك مقاما محمودا." (اسراء / 79) "و پاره ای از شب را به راز و نیاز با خداوند بیدار باش، تا خداوند تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد." با استناد به قرآن كریم؛ وصول به مقام رفیع "محمود" نزد پروردگار، از طریق تهجد امكان پذیر است. "مقام محمود" طلب ولایت مطلق محمدی است و آن هنگام حاصل آید كه هدف از بعثت از مسیر دایره ولایت مشخص و به یقین تبدیل شده، ایمان در قلوب ستقر شده باشد تا ظلم و عصیان را از قلب سالك ریشه كن سازد .به تعبیر زیارت عاشورا؛ وصول به مقام "محمود"، در پیروی و احیای مكتب حسینی است. فتأمل یا اولی الابصار.
وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ . اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
سیزدهــم: زائر حسینی، رحمت و مغفرت الهی را در پیروی از راه و مكتب امام حسین (ع) می یابد، كه همانا راه و مكتب آخرین فرستاده الهی، حضرت محمد (ص) است. در این فراز بر پیوستگی و درهم تنیدگی "عتـرت" در "سنت محمدی" تأكید می شود. زیرا كه ولایت در دل نبوت محمدی است. شیخ محمود شبستری می سراید:
نبــی چون آفتاب آمد، "ولــیَ" ماه
مقـابــل گـردد انـدر "لــی مـع الله"
نبوت در كمال خویش صافی است
ولایت اندر او پیدا، نه مخفی است
ولایت در ولــــی پـوشیــده بـایــــد
ولـــیَ انــدر نبــــی پیـــدا نمـایـــد
ولــیَ از پیـروی چـون همـدم آمــد
نبـــی را در ولایت محــــرم آمـــد
ز "ان كنتــم تحبــون" بایــد او راه
به خلــوت خانـــه "یحببـــــكم الله"
(شبستری، محمود، گلشن راز، تصحیح صمد موحد، ص 80، ب:338 - 342، تهران، 1368)
زائر حسینی خواهان یك زندگی براساس تعالیم روح بخش مصطفوی است؛ تا سلوك مصطفوی تا پایان عمر دنیوی اش مستمر و مستدام باشد.
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْاَكْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ.
چهاردهــم: اموی مسلكان، روز شهادت ارزش ها را جشن می گیرند؛ آنهایی كه مورد لعن و نفرین پیامبر الهی واقع شده اند، جبهه باطلی كه در همه زمان ها و مكان ها حضور دارد.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
پانزدهــم: تقرب به حضرت دوست، با بیزاری از دشمنانِ محبان و محبوبانِ كاملِ محبوبِ اعلی حاصل می شود.
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.
شانزدهــم: شامل نتیجه گیری نخستین است، با این مضمون: خدایا نفرین فرست بر اولین كسی كه در حق محمد و آل محمد (ع) ظلم نمود و نفرین فرست بر آخرین غاصب مقام امامت و ولایت و نفرین الهی بر آمران و عاملان و مباشران شهادت سیدالشهداء.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
هفدهــم: شامل نتیجه گیری دوم است، با این مضمون: یا اباعبدالله الحسین، من با تو و یاران در خون خفته ات، بیعت ابدی می كنم و از تو می خواهم كه زیارت و درك مستمر معارف خود را نصیبم گردانی. بیعت من با سالار شهیدان و سیدالساجدین (ع) و امامان از ذریه آنان و یاران برجسته ایشان و پیشوایان حسینی است. خدایا براساس تـولــی، تبری می جویم و نفرین می فرستم و دوری می گزینم از پیشوایان باطل و غاصبان مقام ولایت و امامت و رهبران ظلمت در هر عصری.
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
واپسیـن فـراز: خدایا تو را سپاس می گویم؛ سپاسی درخور آنان كه در این مصائب و سوگ بزرگ شكرگزار تو بوده اند. خدایا با پرداختن به ارزش های رفیع حسینی، در روز ورود به عالم واپسین، مرا شایسته شفاعت سالار شهیدان – كه مقبول عالی مقام درگاه احدیت توست – قرار بده. خدایا مرا با امام حسین (ع) و یاران پاكبازش در راستی و درستی سلوك عاشقانه پابرجا بدار.
از جهت ساختارشناسی فراز واپسین با زیبایی و استحكام، آغاز و انتها وَ محتوای باطنی و ظاهری زیارت عاشورا را مؤكدا تبیین نموده است. كلمات كلیدی عرفان نظری و عملی این فراز كه ستون فقرات كل زیارت عاشوراست عبارتند از: مبداء، معاد، ولایت خلیفة الله، انحصارسپاس و ستایش مخصوص ذات اقدس الهی، مقام شاكرین، استقامت در طریقت، مقام صدق وَ سلوك در راه سرخ فنای فی الله وبقای بالله.
هـواخـواه تــوام جانا و می دانــم كه میدانی
كه هم نادیده میبینی و هم ننوشته می خوانی
ملامت گو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبینـد چشـم نابینا خصـوص اســرار پنهـانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر