۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

بصیرت یا اطاعت کورکورانه؟



این روزها کلمه «بصیرت » زیاد به گوش میخورد و گاهی
شهروندان به «با بصیرت » و «بی بصیرت » تقسیم میشوند که ظاهرا
تحصیل کرده ها و اندیشمندان جامعه بیشتر در دسته دوم جای می گیرند!
اکسیر «بصیرت » داروی دردهای جامعه ما گشته و کسانی هم توزیع
این دارو را وظیفه خود تشخیص داده اند که البته اغلب نظامیان به جای
اندیشمندان این وظیفه را بر عهده گرفته اند.
«بصیرت » واژ های است که در متون دینی مکرر آمده و در ادعیه
از خداوند «بصیرت دینی » خواسته میشود. در طول تاریخ بی بصیرتی
مردم مشکل اصلی انبیا بوده و همین عامل بهترین سرمایه و ابزار در
دست امثال عمرو بن عاص بوده است که با استفاده از آن به راحتی
بتواند باطل را حق و حق را باطل جلوه دهد.
بصیرت به معنای روش بینی است و جامعه ای که دارای بینش
درست باشد، در راه مصالح خویش درست گام بر می دارد. اما این
بصیرت یا بینش چگونه حاصل میشود؟
بصیرت و بینش از اندیشه بر میخیزد و اگر بخواهیم جامعه ای
به بصیرت برسد باید مردم را به اندیشه دعوت کنیم، نه به تبعیت
کورکورانه.
امام علی)ع( انسان با بصیرت را اینگونه تعریف می کند: «با بصیرت
کسی است که بشنود و بیاندیشد » (گزیده میزان الحکمه، ص ۱۰۴ ). مشکل
همه پیامبران این بوده که مردم حاضر به شنیدن سخن آنان و اندیشه
کردن در آن نبوده اند.
البته انبیاء مردم را نه به تبعیت کورکورانه، بلکه به شنیدن و
اندیشیدن دعوت میکرده اند. خداوند در آیات متعددی از قرآن مجید
از انسا نها می خواهد که در آیات او تامل و تدبر کنند. انسانی که آیات
خداوند را می بیند یا میشنود و درباره آنها تامل می کند و می اندیشد
صاحب بصیرت می گردد. اساسا بصیرت امری است که انسان باید
کسب کند و امری است که باید جزو وجود انسان گردد و در درون
انسان جای بگیرد. این حالت و ویژگی را نمی توان به زور به کسی داد
یا از او گرفت.
بصیرت با تبعیت کورکورانه هیچ سازگاری ندارد و به همین جهت
قرآن مجید کسانی را که دین نیاکان خود را بدون اندیشه می پذیرند
مورد نکوهش قرار می دهد (مائده/ ۱۰۴ ). همچنین قرآن مجید اهل
کتاب را به این متهم می کند که عالمان خود را ربّ خود قرار داده اند(توبه/ ۳۱)
 و در روایات آمده است که مقصود این است که از عالمان
خود اطاعت محض میکرده اند (المیزان، ذیل آیه فوق)
قرآن مجید تبعیت کورکورانه را در حد شرک به خدا قرار داده
است. پیروی بدون اندیشه از یک انسان معمولی بصیرت نیست بلکه
بستن چشم است. چه گمراه است جامعه ای که در آن کسانی که به
اندیشه دعوت می کنند متهم به بی بصیرتی شوند و کسانی که به تبعیت
کورکورانه دعوت می کنند صاحبان بصیرت تلقی شوند.
مرحوم شهید مطهری به روشنی بر این نکته تاکید می کند که در
اسلام جایی برای تقلید کورکورانه نیست: «پس اسلام... رشته تقلید را از
اساس پاره کرده است و می گوید من اصول دین را بدون آنکه آزادانه
آن را درک کرده باشم نمی پذیرم » (پیرامون جمهوری اسلامی، ص ۱۲۵ )
آری! چه زیبا قرآن مجید می فرماید: «فبشر عباد الذین یستمعون
القول و یتبعون احسنه » بشارت باد بر بندگانی که سخنان را می شنوند و
بهترین را بر می گزینند( الزمر ۱۷ - ۱۸ )

هیچ نظری موجود نیست: