۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

فساد، تبعیض، بی كفایتی و پرسش بی پاسخ دایی: چرا مدیران ایرانی خودكشی نمی‏كنند؟!


در كشورهای غربی عموماً این دست مدیران، استعفاء داده یا بركنار شده و سپس از طریق حقوقی و قضایی، روند برخوردهای بعدی اعمال می‏شود. در كشورهای شرقی اما روشش یك مقدار دردآورتر است و معممولاً مدیران فاسد پیش از، از دست رفتن شرفشان... در ایران نه تنها در قبال این ضعفها، چنین اتفاقاتی نمی‏افتد، بلكه حتی...
فوتبال ایران بدترین روزهای تاریخش را سپری می‏كند و در كنار ناكامی تمامی تیم های ملی فوتبال، با فساد شدید و تبعیض روبروست؛ اما آنچه قرار نیست در این اوضاع به وقوع بپیوندد، تغییر است و انگار سرنوشتی جز نابودی فوتبال ایران توسط اشخاصی كه خودشان را به صندلی های فدراسیون فوتبال كشورمان دوخته اند، وجود ندارد كه با این وصف بهتر نیست مسئولان فوتبال ایران به پیشنهاد دایی یا روش‏ های جایگزین بیشتر فكر كنند؟

به گزارش سرویس ورزشی آینده؛ فدراسیون فوتبال ایران همان گونه كه «آینده»پیش بینی كرده بود، پس از ناكامی در مسابقات قهرمانی نوجوانان آسیا و رقابت‏های آسیایی جوانان، این بار در رده امید نیز به واسطه اشتباه در انتخاب كادر فنی و همچنین برنامه ریزی ضعیف نتوانست نتیجه بگیرد و تنها شعار علی كفاشیان و همكارانش كه مدال آوری در رده های پایه بود نیز رنگ باخت و مشخص شد این موفقیت برای دوره مدیریت دادكان بوده و در این دوره نیز حفظ نشده است اما آنچه پس از این ناكامی ها، ناپسند به نظر می‏رسد، تحویل دادن خنده به مردمی است كه حداقل انتظارشان، بركناری این مدیران است.

با این حال نه تنها در قبال این ضعف ها، چنین اتفاقاتی نمی‏پیوندد و كفاشیان، تاج و نبی كرسی های اصلی فدراسیون فوتبال ایران را از دست نمی‏دهند، بلكه حتی احساس نمی‏كنند باید عملی بیش از توجیه ناكامی با لبخند داشته باشند و وقتی به نشاط اجتماعی مردم با ناكامی تیم های ملی، ضربه وارد می‏شود و میلیاردها تومان بودجه نیز با رقم خوردن این ناكامی ها هدر می‏رود، علاوه بر عذرخواهی یك حركت دیگر انجام دهند و حداقل ساختمان فدراسیون فوتبال در سئول جنوبی را ترك كنند و این مجموعه را به اشخاصی كه توان اداره موفقش را دارند، واگذار نمایند.

تنها به لیستی كوتاه از تخلفات، اشتباهات و انواع و اقسام رفتارها و تصمیم گیری‏هایی كه مجموعه فدراسیون فوتبال كشور را منحرف كرده و جدا از ناكامی ها، به فوتبال ایران ضربه های سختی وارد كرده، اشاره می‏شود تا دریابید انرژی و توان محدود مدیران این مجموعه چگونه صرف می‏شود كه محصول نهایی اش همین ناكامی ها با سوزاندن میلیاردها تومان اسكناس می‏شود.

1- بخشش بازیكن دوپینگی به بهانه اشتباه افسر دوپینگ از جمله اتفاقات باورنكردنی بود كه حرف‏های بسیاری را در پی داشت. اما مرور زمان باعث شد آنچنان كه باید و شاید مورد پیگیری افكارعمومی قرار نگیرد و همچون بسیاری از اتفاقات عجیب و غریب كه روزانه در فدراسیون تحت مدیریت كفاشیان، تاج و نبی می‏گذرد، این مسئله نیز از حافظه كوتاه مدت، به حافظه بلند مدت منتقل نشود.
2- داستان مربیان و بازیكنان منشوری كه فدراسیون فوتبال نتوانست دفاع مشخصی در قبالشان داشته باشد و عملاً به انحاء مختلف پیرامون مبارزه با فساد عقب نشینی كرد، از دیگر اتفاقاتی بود كه پرجنجال شد. جالب آنكه پس از جدل‏های فراوان تعدادی از مربیان ممنوع الفعالیت شدند اما به ایشان یك برگ حكم محكومیت داده نشد تا بر این اساس دو استدلال شكل بگیرد. یا فدراسیون فوتبال قانونی برای شناسایی مفاسد فوتبال و برخورد با عاملانش ندارد یا مستند قانونی محكمی برای محرومیت این عده وجود نداشته است.
3- پیشگویی ادوارد گرگوریان یكی از مسئولان سازمان لیگ در خصوص شكست استیل آذین برابر فولاد و اخراج مهدوی كیا در این دیدار كه دقیقاً اتفاق افتاد باعث متهم شدن به دست بردن در نتایج لیگ نهم شد و بعد از بالا گرفتن ماجرا، این پیش بینی شوخی تلقی شد(!) تا برخی بگویند فدراسیون فوتبال اول سراغ منشوری ها داخل فدراسیون برود.
4- انتخاب داماد امور مالی فدراسیون فوتبال به عنوان سرپرست تیم ملی جوانان كه در نوع خود اقدامی جالب تلقی می‏شد و البته آنچه در برابرش صورت پذیرفت، جز سكوت نبود!
5- عدم سپردن اختیارات فوتبال به نهادهایی همچون اتحادیه باشگاه های فوتبال یا كانون مربیان، داوران و بازیكنان حرفه ای و اعتراض مسئولان هریك از این نهادهای مدنی كه داستانی پایان ناپذیر است و به نظر می‏رسد چهره هایی چون مصطفی آجورلو از پیگیری حقوقشان به واسطه نوع رفتار فدراسیون خسته شده اند.
 
6- در نظرگرفتن مبلغی به عنوان سقف قرارداد، لیگ‌برتری دانستن بازیكنان تیم‌های سقوط كرده و سایر قوانین و مقررات كه نیاز به ساعت‌ها بحث كارشناسی و حقوقی دارند، در فدراسیون در ساعتی بررسی و تصویب می‏شود. از اتفاقات خنده دار اینكه بسیاری از این قوانین توسط باشگاه های فوتبال دور زده می‏شود.
 
7- استخراج 102 ایراد حقوقی توسط حقوقدانان و مسئولان اتحادیه فوتبال از آیین نامه فدراسیون فوتبال كه هر از چندگاهی بنابر مقتضات روز(!) دچار تغییر می‏شود.
 
8- تلاش برای فروش ساختمان 6 طبقه و مجلل فدراسیون فوتبال در تهران و انتقال به مجموعه ورزشی آزادی به بهانه كوچك بودن این مجموعه برای اداره فوتبال ایران، حال آنكه به زعم برخی رسانه ها، علت این مسئله نیز رفتارهای بچه گانه و فرار از درج نام محمد دادكان به عنوان تهیه كننده این بنا برای فدراسیون فوتبال تلقی شده است.
 
9- پس از آنكه فدراسیون فوتبال حق داریوش مصطفوی دبیركل اسبق فدراسیون فوتبال را نداد، وی در مراجع قضایی طرح دعوا كرد كه با دفاعیات ضعیف فدراسیون، قاضی رای به برداشت 220 میلیون تومان از حساب فدراسیون و پرداخت به مصطفوی داد تا فدراسیون كه دستش به جایی بند نبود، از طریق هیات رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای فوتبال، با این عنوان كه طرح دعوا در مراجع قضایی خارج از فوتبال جرم است، او را مادام العمر از فعالیت در این رشته محروم كرد؛ كسی كه بعید است در سال‏های آتی حتی از كنار زمین چمن رد شود!
 
10- عدم پرداخت مابقی قرارداد علی دایی كه بر پایه آن، باید چند صد میلیون تومان  توسط فدراسیون به سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال بابت بركناری اش پرداخت می‏شد اما با وجود صدور رای محكومیت فدراسیون فوتبال توسط كمیته انضباطی فدراسیون به پرداخت، توسط استیناف این رای لغو شد تا در نهایت دایی از فیفا پیگیر این مسئله شود. نكته جالب آنكه كفاشیان به یحیی زاده رئیس كمیته تربیت بدنی كمیسیون فرهنگی مجلس گفته بود كه حق با علی دایی است!
11- ممنوع المصاحبه كردن علی دایی اگرچه به زعم مسئولان كمیته انضباطی برخلاف قوانین جاری كشور نیست و در قوانین كیفری چنین مجازات هایی به عنوان، مجازات های تكمیلی به تشخیص قاضی قابل اجرا است اما آیا رئیس كمیته انضباطی فدراسیون فوتبال یك مقام قضایی است كه با چنین استدلالی، شخصی را از سخن گفتن در خصوص فوتبال محروم كند؟ این اتفاق افتاد و نكته جالب آنكه، پس از آن و به دنبال هشدار جوانفكر مشاور احممدی نژاد به فدراسیون فوتبال، به یك باره مجازات دایی به یك جلسه خلاصه شد و او بخشیده شد تا استقلال فدراسیون فوتبال مشخص تر شود!
12- پس از آنكه یكی از كارگزاران رسمی فیفا (AGENT) از بازیكن راه آهن خواسته بود، به نحوی بازی كند كه تیمش ببازد، مسوولان باشگاه راه آهن، سرانجام فردی كه مرتكب این كار شده بود را شناسایی كرد و این فرد برای گریز از مهلكه متوسل به بهانه‏های واهی گردیده و مهمترین بهانه وی آن است كه خود وی نیز اجیر كس دیگری بوده است كه این ضعیف‏ترین و سخیف ترین دفاعی است كه فرد مذكور می‏توانسته در قبال عمل زشت خود بدان متوسل شود. با این حال با گذشت 9 ماه از این اتفاق، هنوز كمیته انضباطی رای صادر نكرده و به نظر می‏رسد قرار است این ماجرا به فراموشی سپرده شود؟ اگر دستی در كار نیست، چرا كمیته انضباطی كه یك شبه قوانین عوض می‏كند، 9 ماهه نتوانسته رای صادر كند؟!
 
13- سفرهای خارجی روسای هیات و رئیس كمیته انضباطی فدراسیون فوتبال از جمله اقداماتی است كه همواره صدای منتقدان را در آورده است. به راستی چه دلیلی دارد فدراسیون هزینه سفرهای هیات های فوتبال را بدهد؟ آیا جز این است كه باید به شكلی این عزیزان را راضی نگه داشت تا اگر شخصی قصد كودتا و برگزاری مجمع به قصد تغییر دوستان را داشت، این هیات های استانی، نمك روی زبانشان اجازه بله گفتن ندهد؟!
با توجه به آنكه در ایران گروهی از مدیران و به خصوص مدیران فدراسیون فوتبال با خنده و خونسردی، بزرگ ترین و تلخ ترین اتفاقات كه برخی از آنها ذكر شد را رقم می‏زنند و در قبالش اقداماتی از خود بروز نمی‏دهند كه نشانه شرمندگی شان باشند، به سرنوشت برخی مدیران ناكام یا بی كفایت و فاسد در دیگر كشورها اشاره می‏شود تا پی برد كه چرا در دیگر كشورها مسئولیت پذیری و حسن اجرای امور فضایی متفاوت با ایران خودمان دارد.
در كشورهای غربی عموماً این دست مدیران، استعفاء داده یا بركنار شده و سپس از طریق حقوقی و قضایی، روند برخوردهای بعدی اعمال می‏شود و سپس آبروی طرف برده می‏شود تا دیگر چنین نكند كه برای نمونه می‏توان به شهردار استكهلم اشاره كرد كه بابت بنزین زدن با هزینه دولتی پس از استعفاء از صحنه سیاسی كنار رفت و همچنین می‏توان از وزیر بهداشت فنلاند نام برد كه بابت سه بار تماس خارج از كشور با همسرش به وسیله تلفن دولتی، متهم به فساد مالی شد و پس از كنار گذاشتنش از كابینه، توسط دادگاه محكوم به پرداخت هزینه مكالماتش شد!
در كشورهای شرقی اما روشش یك مقدار دردآورتر است و معممولاً مدیران فاسد و یا ناكام پس از استعفاء یا بركناری و پیش از، از دست رفتن شرفشان، خودكشی می‏كنند. وزیر كشاورزی ژاپن كه متهم به فساد مالی شده بود و در بیمارستان خود را حل آویز كزد و نخست وزیر پیشین كره جنوبی كه اتهامی مشابه شامل حالش شده بود و پیش از بررسی دقیق، دست به خودكشی زد، از نمونه هایی هستند كه هرگز فراموش نمی‏شوند.

دایی هم حرف اشتباهی نزده بود و تنها یادآور شده بود: "مدیران ناكام در ژاپن هاراكیری می‌كنند، در ایران می‌خندند" و در واقع می‏شود گفت او یك پشنهاد شرافتمندانه را به مسئولان فدراسیون فوتبال داده بود و آن استفاده از كاردهای ژاپنی تحت "كاتانا" برای عمل به سنت ایشان كه همان هاركیری یا خودكشی با فرو كردن چاقو در چهار بندانگشت بالاتر از ناف است، بود. البته شاید مسئولان فدراسیون فوتبال به واسطه آنكه این سنت اسلام حرام است، غضب كرده اند و قصد دارند در عوض خودكشی استعفاء بدهند! هر دو روش متین است؛ پس لطفاً تا دیر نشده و  هیچ چیزی از فوتبال ایران نمانده، یا روش خودتان را اجرا كنید یا روش پیشنهادی دایی را مورد بهره برداری قرار دهید!
 

هیچ نظری موجود نیست: