هم آنان خطا میكنند كه میپندارند ذكر خندق و بدر و صفین و عاشورا را با زندگی هر روزهمان كار نیست و جدال تاریخی حق و باطل را در زندگی هر روزمان نشانهها نمیتوان یافت و هم آنان خطا میكنند كه گمان میكنند قداست عظیم و ملكوتی «كل یوم عاشورا و كل أرض كربلا» را میتوان با نشانهیابیهای كودكانه آلود.باباورهای دینی مردم نمیتوان شوخی كرد و این اعتقادات قلبی و عاطفی چنان نیست كه اگر آسیب دید، بتوان دوباره آن را سامان داد

در پی اصرار برخی وعاظ و مداحان بر گره زدن وقایع روز و فتنه و تطبیق كامل میان رخدادهای كشور با حوادث عاشورا و تاریخ اسلام، حجت الاسلام محمدرضا زائری نسبت به آثار زیاده روی در این اقدامات و سوءاستفاده از تاریخ و ادبیات برای تسویهحسابهای شخصی در از بین بردن اعتقادات مردم هشدار داد.
به گزارش خبرنگار «آینده»، سال گذشته نیز حجت الاسلام رسول جعفریان، كارشناس تاریخ اسلام نسبت به این گونه شبیه سازی های تاریخی برای منكوب كردن طرف مقابل احساس خطر كرده بود.
اما جالب اینجاست كه به گفته زائری كه اكنون در بیروت مشغول تحصیل است، سید حسن نصرالله، چهره سرشناسی كه بسیاری از این جماعت سوءاستفاده چی،ادعای ارادت به او به عنوان والاترین الگوی خود را دارند، نیز این گونه تطبیق ها، از جمله توصیف خود و یارانش به یاران حضرت مهدی (عج) را نادرست دانسته است.
زائری در یادداشتی در همشهری جوان می نویسد: تشبیه رویدادها و شخصیتهای معاصر به اتفاقات و چهرههای مشهور تاریخی یك مساله طبیعی است كه همه جا و در همه فرهنگها رخ میدهد و در حد متعارف و منطقیاش طبیعی و عادی است. شخص ایرانی اسطورهای به نام رستم دارد و هر پهلوانی را رستم مینامد و فرد عربی در فرهنگ خود عاشقی به نام قیس (مجنون) كه به هر عاشق شیفتهای لقب مجنون لیلى میدهد.
ادبیات هر قوم و كشور و فرهنگ هر منطقهای آكنده است از نمادها و رمزها و سمبلهایی كه در شعر، قصه ، تئاتر و سینما و در طنزپردازی و در مصیبتسرایی به آنها اشاره میشود و از آنها سخن به میان میآید و این رمز و رازها در واقع میراث مشترك آن مردم تلقی میشوند كه همچون كدهای ثابت برای همه قابل فهم هستند و معانی و مفاهیم مشخصی دارند.
مساله در این حد، نگرانكننده نیست و مشكلی ایجاد نمیكند لیكن موضوع از آنجا خطرناك میشود كه بار ارزشی پیدا میكند و پای قداستها و ارزشهای دینی و مذهبی به میان میآید و این تشبیهها و مقارنتها زمینه و بهانهای میشود برای حكم كردن و ارزشگذاری اشخاص و جریانات و به تبع آن تعیین تكلیف یك جریان سیاسی یا شخصیت فرهنگی یا برخورد كردن با یك موضوع و درواقع نوعی سوءاستفاده از تاریخ و ادبیات برای تسویهحسابهای شخصی.
در گفتوگویی كه برای روزنامه همشهری با آقای سید حسن نصرالله انجام دادم به عنوان نخستین سوال همین موضوع را مطرح كردم. آن روزها (بعد از پیروزی عظیم حزب الله در جنگ 33 روزه و فضای خاص موجود در میان مسلمانان منطقه و مردم ایران) بحثهایی از این قبیل مطرح بود كه در بعضی احادیث به این موضوع اشاره شده یا اینكه طبق روایات، اوصاف دبیركل حزب الله با بعضی یاران امام عصر(عج) تطبیق دارد و... و حتى در بعضی سایتها و نشریات قضیه به طور جدی مطرح شده بود.
.jpg)
ایشان در پاسخ به این سوال چنین گفت: «من در باره این موضوع دیدگاه خاصی دارم و شكی نیست كه روایات صحیحی وجود دارد كه از رویدادهای آخرالزمان و علامات خاص مربوط به ظهور مولایمان امام زمان علیه السلام صحبت میكنند و این از مسلمات اعتقادی ماست. این روایات در كتابهای شیعه و اهل سنت وجود دارند و حتى در آنچه از ادیان آسمانی دیگر نقل شده به چشم میخورند، اما شاید تطبیق این نشانهها با اتفاقات و رویدادهای فعلی یا شخصیتهایی كه الان هستند درست نباشد. شاید بتوان گفت؛احتمالاتی وجود دارد و از احتمال تطبیق آن نشانهها با آنچه در زمان ما رخ میدهد سخن گفت، فقط احتمال.
اما آنچه گاهی از بعضی میشنویم یا در آثار بعضی نویسندگان به عنوان برداشت قطعی میخوانیم كار مناسبی نیست و دلیلم این است كه در زمانهای گذشته هم اتفاقاتی نظیر این رخ داده و این تطبیقها صورت گرفته - در گذشته بسیار نزدیك - و بعدا معلوم شده كه درست نبوده. حساب كردن روی این تطبیقها به ادله قطعی، مستند نیست و اینكه بعدا معلوم شود درست نبوده باعث میشود كه مردم در صحت این روایات و علائم شك كنند و شاید خدای نكرده موضوع گسترش پیدا كند به تردید در اصل موضوع منجر شود. بنابراین توصیه میكنم مطالبی كه بعضی از بزرگواران و نویسندگان ذكر میكنند به عنوان احتمال ذكر شود و اگر خیلی ضرورت دارد گفته شود؛ د رغیر اینصورت پرداختن بیش از حد به مسائلی اینگونه، حتى به صورت احتمال وقتی دهان به دهان میگردد، به عنوان یك تطبیق قطعی مطرح میشود و اگر بعدا معلوم شود درست نبوده به نظر من خطرهای عقیدتی دارد.»
شك نیست كه این نقلها و روایتها - هم آنچه از گذشته به عنوان تاریخ ذكر شده و هم آنچه به عنوان پیشبینی آینده ثبت شده - برای استفاده و توجه ماست و بر این اساس هم باید از تجربههای تاریخی در واقعیت امروز زندگی بهره برد و هم به انتظار تحقق اخبار آخرالزمان نشست لیكن در این موضوع نیز مانند هر مساله دیگری باید از نادانی و جهالتی كه به تعبیر امیرمؤمنان علیه السلام در افراط و تفریط آشكار میشود ترسید.
ما مردمی هستیم كه گویی نافمان را با این تندرویها و كندرویها بریدهاند، روزی به چهلستون افتخار میكنیم و روزی بیستون را میستاییم. روزی چنان میخوریم كه قدرت برخاستن نداریم و روزی چنان گرسنهایم كه نای ایستادنمان نیست. روزی زنگی زنگیم و روزی رومی روم!
نه چنان باید به نقلهای تاریخی و شخصیتها و رویدادها تمثل و تمسك كرد و سر در دفتر و كتاب فرو برد كه از عبرت گرفتن در زندگی واقعی و عینی امروز بازمانیم و نه چنان باید یكباره كتاب و دفتر را به یك سو نهاد كه نقل آن همه تجربه و آزمون بیهدف و بیغایت شمرده شود.
هم آنان خطا میكنند كه میپندارند ذكر خندق و بدر و صفین و عاشورا را با زندگی هر روزهمان كار نیست و جدال تاریخی حق و باطل را در زندگی هر روزمان نشانهها نمیتوان یافت و هم آنان خطا میكنند كه گمان میكنند قداست عظیم و ملكوتی «كل یوم عاشورا و كل أرض كربلا» را میتوان با نشانهیابیهای كودكانه آلود.
از سویی نمیتوان تاریخ و نقلهای روایی را جدا از واقعیت زندگی روزمره دید كه همین توجه باعث شد تا مردم ایران در انقلاب عظیم اسلامی خود را در مقابل یزید زمان احساس كنند و همراهی امام امت(ره) را یاری سیدالشهدا(ع) ببینند و انقلاب عظیم اسلامی را بیافرینند و از سوی دیگر همین مردم اگر احساس كنند كه هر روز برای هر مفهوم و مضمونی یك مصداق تازه عرضه میشود و هر شخص و گروهی از باورها و احساسات آنان برای تأمین نیات خود استفاده میكند همان باور عمیق و اصیل را هم از دست خواهند داد.
با اعتقادات و باورهای دینی مردم نمیتوان شوخی كرد و این اعتقادات قلبی و عاطفی چنان نیست كه اگر دستمایه ذوق و دیدگاه شخصی این و آن شد و آسیب دید، بتوان دوباره آن را سامان داد و به قول شاعر: دل نیست كبوتر كه چو برخاست نشیند، از گوشه بامی كه پریدیم، پریدیم!
شاید به همین دلیل است كه كلیسای كاتولیك برای اعلام قدیس بودن بزرگان مسیحی اقلا 200، 300 سال صبر میكند و زمانی قداست یك نفر از سوی واتیكان اعلام میشود كه نه كسی از نزدیكانش باقیمانده باشد و نه بتوان سند و مدركی علیه او یافت و نه بتوان از نشانههای موجود درباره او چیزی دیگر گفت.
حیف است ارزشها و قداستهای بزرگ آسمانی را در اندازه قد و قواره خودمان كوچك كنیم و با دلبستگیهای اعتقادی مردم به راحتی روبهرو شویم بلكه باید در اینگونه موضوعات از جایگاهی سخن بگوییم كه مطمئن باشیم هرگز خلل و شبههای در آنها وارد نمیشود و بدانیم پایمان را بر صخرهای گذاشتهایم كه هیچ توفان و سیلی نمیتواند آن را بلرزاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر